عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣ - فصل دوم عقد و الفاظ و احكام آن
ترجمه:
قبلت التزويج يا قبلت النكاح يا تزوّجت يا قبلت بدون اينكه بدنبالش مفعول را بياورد.
تذكّر
لازم است ايجاب و قبول هردو بلفظ ماضى ايراد شوند.
الف: تقديم ايجاب بر قبول شرط نيست.
ب: شرط نيست كه قبول به لفظ ايجاب باشد بنابراين اگر موجب بگويد:
زوّجتك و پس از آن قابل بگويد:
قبلت النكاح صحيح است و اشكالى ندارد.
ج: جائز نيست با قدرت بر تلفظ عقد به عربى آن را به غير عربى بخوانند.
د: شخص لال مكلّف است ايجاب يا قبول را با اشاره واقع سازد.
ه: شرط است عاقد داراى كمال باشد، بنابراين عقد شخص مست باطل است اگر چه بعد از بهوش آمدن آن را اجازه دهد.
و: جائز است زن عقد را از طرف خود و از قبل غير خود به عهده گيرد چه ايجاب بوده و چه قبول باشد.
ز: در صحّت عقد نكاح شرط نيست كه دو شاهد حضور داشته باشند چنانچه در صحّت نكاح دخترى كه بالغ و رشيد است حضور ولى معتبر نبوده اگر چه افضل مىباشد.
ح: در صحّت عقد شرط است كه زوج و زوجه را تعيين كنند در نتيجه اگر شخص دخترانى داشت و يكى از آنها را به ازدواج مردى درآورد بدون اينكه مزوّجه و منكوحه را تعيين نمايد در اينجا امر از دو حال خارج نيست:
١- آنكه مزوّجه بحسب ظاهر و واقع مبهم باشد يعنى مثلا به مرد گفته يكى از دخترانم را به ازدواج تو درآوردم بدون اينكه خودش بداند كداميك را به خصوص مورد عقد قرار داده.
٢- آنكه باطنا مشخّص باشد يعنى خود بداند كه كداميك را به كابين مرد در مىآورد ولى بحسب ظاهر او را معيّن و مشخّص ننمايد.
حكم صورت اوّل آن است كه عقد باطل است.