عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣ - شروط متعاقدين
ترجمه:
و نظير اينكه وكيل شأنش اجل باشد از اينكه متعلّق وكالت را خود مباشرتا بجاى آورد چه آنكه اين معنا قرينه است بر اينكه وى در گرفتن وكيل براى خويش مجاز مىباشد.
ك: مستحب است وكيل بصيرت كامل داشته و به لغتى كه صحبت مىكند اطّلاع و آشنائى داشته باشد.
ل: بر صاحبان مروّت مستحب است كه در منازعات و مرافعات براى خود وكيل بگيرند.
م: بواسطه ارتداد وكالت باطل نمىشود. [١]
ن: مسلمان نمىتواند به نفع كافر ذمّى و بر عليه مسلمان ديگر وكيل شود.
و نيز كافر ذمّى بر عليه مسلمان و به نفع مسلمان ديگر نمىتواند وكيل گردد چنانچه به نفع كافر ذمّى ديگر بر عليه مسلمان قطعا جائز نيست وكيل گردد.
و باقى صور جائز و مشروع است و مجموع صور هشت تا مىباشد. [٢]
س: وكيل حق ندارد از آنچه برايش معيّن شده تجاوز كند مگر آنكه عادت و عرف شهادت به دخول آن بدهد مثل اينكه متاع را به ثمنى بيش از آنچه برايش معيّن شده بفروشد يا مالى را به كمتر از آنچه براى او تعيين گرديده بخرد.
[١] مقصود اين است كه ارتداد وكيل وكالتش را باطل نمىنمايد.
[٢] ١- وكيل و موكّل و موكّل عليه هرسه مسلمان باشند.
٢- وكيل و موكّل و موكّل عليه هرسه كافر باشند.
٣- وكيل و موكّل مسلمان و موكّل عليه كافر باشد.
٤- وكيل و موكّل كافر و موكّل عليه مسلمان باشد.
٥- وكيل مسلمان ولى موكل و موكل عليه كافر باشد.
٦- وكيل كافر ولى موكل و موكل عليه مسلمان باشند.
٧- وكيل و موكل عليه مسلمان ولى موكل كافر باشد.
٨- وكيل و موكل عليه كافر ولى موكل مسلمان باشد.