عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٥ - عيوبى كه در زنان موجب جواز فسخ مىباشند
ترجمه:
فرع
اگر مردى زنى را به تزويج خود درآورد به گمان آنكه وى آزاد است و سپس معلوم شد كه كنيز مىباشد حكم آن است كه مرد خيار فسخ دارد.
و همچنين اگر زنى با مردى به گمان آنكه او آزاد است ازدواج نمود و بعد معلوم گشت كه وى بنده مىباشد در فسخ و به هم زن عقد مختار است.
تذكّر
بواسطه فسخ پيش از دخول در هيچيك از دو صورتى كه گذشت مهر ثابت نمىباشد و اگر فسخ بعد از دخول واقع شود تمام مهر ثابت و واجب مىگردد.
فرع
اگر مرد در ضمن عقد شرط نمود كه زن بنت مهيره باشد و پس از اجراء عقد معلوم شد كه وى بنت امه ات مرد حق فسخ دارد.
فرع
اگر بواسطه تخلّف شرط مزبور مرد عقد را پيش از دخول فسخ نمود مهر ثابت نيست و اگر بعد از آن فسخ كرد مهر ثابت بوده و پس از پرداختن مهر وى بر كسى تدليس نموده رجوع كرده و مهر داده شده را از وى مىستاند، بنابراين اگر زن خود تدليس كرده مرد به وى رجوع نموده و مهر را از او مىگيرد باستثناى اقل مقدارى كه مهر به آن تحقق پيدا مىكند.
فرع
اگر مرد شرط نمود كه زن باكره باشد سپس بعد از اجراء عقد معلوم شد كه وى ثيّب و غير باكره مىباشد حكم آن است كه مرد حق فسخ دارد.
البته اگر ثابت شود كه زن قبل از عقد غير باكره بوده است. ا برخى از فقهاء فرمودهاند:
زوج در فرع اخير حق فسخ ندارد ولى از مهر المسمّى به نسبت آن چه بين مهر باكره و غير باكره است اسقاط مىگردد.