عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥ - احكام اجاره
ترجمه:
كتاب اجاره
اجاره عبارت است از عقدى كه متعلقش تملك منفعت معلوم در مقابل عوض معلوم باشد.
الفاظ عقد
صيغه ايجاب اجاره الفاظى است باين شرح:
آجرتك (اجاره دادم)، اكريتك (كرايه دادم به تو)، ملّكتك منفعتها سنة (منفعت عين را يكساله به تو تمليك كردم).
فرع
اگر عاقد به جاى لفظ اجاره به لفظ بيع تعبير نمود و از آن اجاره را قصد كرد از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه لفظ مزبور را بر عين وارد كند كه در اين صورت عقدش باطل است.
ب: آنكه بر منفعت داخل كرده و بگويد:
بعت سكناها سنة (منفعت سكنى را يك ساله فروختم).
در صحّت و بطلان آن دو احتمال مىباشد.
احكام اجاره
الف: عقد اجاره از عقودى است كه نسبت به طرفين لازم است.
ب: اگر خانهاى را كه اجاره دادهاند بدنبالش قبل از انقضاء اجاره بفروشند اجاره باطل نمىشود اعم از اينكه مشترى خود مستأجر بوده يا ديگرى باشد.
ج: بعد از تحقّق اجاره اگر مستأجر بواسطه عذرى كه داشت نتوانست از عين
استفاده بكند اين امر موجب بطلان اجاره نيست مثل اينكه مغازه و دكانى را اجاره كرد و
سپس اجناس آن را سرقت كردند ولى اگر عذر عمومى بوده و اختصاصى به مستأجر نداشت مثل اينكه برف و يخبندان سختى است كه از تردّد و رفتن در راه و جاده مانع مىباشد در اينجا اقرب آن است كه هركدام از متعاقدين مىتوانند عقد را فسخ كنند زيرا استيفاء منفعت از عين مستأجره ممكن نيست.