عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٥ - فصل پنجم مبحث نكاح كنيزان
ترجمه:
فرع
اگر يكى از دو مولى فقط عقد نكاح را اذن داد حكم اين است كه فرزند متولّد شده متعلّق به مولائى است كه اذن نداده است.
فرع
در فرضى كه هركدام از بنده و كنيز مولاى مستقلّى دارند اگر يكى از دو مولا شرط نمود كه فرزند متولد از اين دو اختصاص به او داشته باشد يا چنين شرط كند كه سهم بيشتر از ولد از آن وى باشد شرط صحيح است.
فرع
اگر يكى از زن و شوهر آزاد بوده و ديگرى مملوك باشد فرزندى كه از آنها متولّد مىشود حرّ و آزاد است.
فرع
اگر در فرضى كه يكى از زن و شوهر مملوك بوده مولاى وى شرط نمود كه فرزند متولّد از اين دو مملوك او باشد بنابر قولى كه بين اصحاب مشهور است شرط مزبور جائز بوده و فرزند مملوك مىگردد ولى مأخذ اين قول ضعيف مىباشد.
فرع
بر مولى مستحب است وقتى كنيزش را به ازدواج عبد خويش در مىآورد مبلغى را به كنيز اعطاء نمايد.
فرع
جائز است كنيزى را كه دو مولا در آن شريك هستند به اتفاق هم وى را به ازدواج شخص بيگانهاى درآورند.
فرع
جائز نيست يكى از دو شريك كنيز را به ازدواج خويش درآورد و بدين ترتيب نيمى از آن را به واسطه ملك و نيم ديگرش را به واسطه عقد مورد استفاده و استمتاع قرار دهد.
فرع
اگر يكى از دو شريك حصّه و سهم خودش را به ديگرى تحليل نمايد اين امر جائز و مشروع مىباشد.