مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٤ - ٤ مناظره امام حسن (عليه السلام) درباره «صلح با معاويه»
در اين آيه، برنامه جهاد و دفاع و يورش را مى بينيم و آن را نوعى تجارت با خدا مى دانيم و در صفحه ديگر از قرآن، چهره ديگرى از اسلام را مشاهده مى كنيم كه مى فرمايد:
٢.(وَ الصُّلحُ خَير...).[١]
«صلح و سازش نيكوست».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا...).[٢]
«اى افراد با ايمان اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر ستيزه جويى كردند، ميان آنان صلح و آشتى دهيد».
بنابراين ما در زندگانى امامان هر دو اصل اسلامى را مشاهده مى كنيم. اميرمؤمنان، با قدرت تمام جلو پيمان شكنان، منحرفان و شورشيان ايستاد، چرا؟ چون شرايط، همان را ايجاب مى كرد، او با داشتن يارانى كه حاضر بودند با جان و مال خود، پرچم عدالت را برافرازند، نمى توانست از در صلح وارد شود حتى اگر هم خلافت ظاهرى را پذيرفت، به خاطر اين بود كه به در خانه او ريختند و خواهان بيعت با او شدند و خود آن حضرت، به اين نكته اشاره مى كند:
«أَمَا وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، لَوْلاَ حُضُورُ الْحَاضِرِ، وَقِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ، ... لاََلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا،
[١] نساء: ١٢٨.
[٢] حجرات: ٩.