مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦ - ٣ مناظره دخت گرامى پيامبر(صلى الله عليه وآله) با خليفه وقت
پرورش يافته و عالمه بدون معلّم است، از دو راه، هيئت حاكمه را محكوم كرد و حاصل احتجاج او اين است كه:
اوّلاً فرض كنيد فدك، ملك پدرمان، پيامبر خاتم است، چرا بايد فرزند او از آن محروم گردد، و اين حديثى را كه شما نقل مى كنيد، مخالف اطلاقات قرآن و نصوص آن است.
امّا اطلاقات قرآن به صورت روشن مى فرمايد: (يُوصِيكُمُ اللهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ).[١]
خدا شما را درباره فرزندانتان سفارش مى كند كه سهم پسر دو برابر سهم دختر است و هرگز قرآن فرزندان پيامبر را استثناء نكرده است.
و مقتضى اطلاق اين است كه فرزندان رسول مانند فرزندان ديگران باشند.
امّا با نصوص قرآن مخالف است. قرآن يادآور مى شود كه سليمان از داود ارث برد، چنانكه مى فرمايد:(وَ وَرِثَ سُليمان داود).[٢]
و مسلّماً مراد از اين وراثت، وراثت نبوت نيست، زيرا نبوت وراثتى نبوده، بلكه موهبت الهى است، و در آيه ديگر، از زكريا نقل مى كند، او از خدا فرزندى خواست تا وارث او وارث آل يعقوب باشد، چنان كه مى فرمايد:(يَرِثُنى ويرثُ مِن آل يَعْقُوب).[٣]
چگونه مى شود سلميان از داود ارث ببرد و يا اين كه يحيى شايستگى
[١] نساء: ١١.
[٢] نمل: ١٦.
[٣] مريم: ٦.