مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٥
تنها شفيعان درگاه الهى نمى دانستند،[١] بلكه گاهى آنها، الهه[٢] و احياناً «ارباب»[٣] مى خواندند، آيات قرآنى حاكى از آن است كه انگيزه آنان براى پرستش اصنام اين بود كه تصور مى كردند بخشى از كارهاى خدا به آنان واگذار شده، و در حقيقت شفاعت و غفران ذنوب در دست آنان است و اين دو مطلب از اصرار قرآن بر اين كه شفاعت بدون اذن خدا[٤] صورت نمى پذيرد، و يا آمرزنده اى جز خدا نيست،[٥] كاملاً به دست مى آيد .
گذشته بر اين قرآن به روشنى نقل مى كند كه آنان عزت را در دست بتها مى دانستند (وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا)،[٦] و از بت ها مى خواستند كه آنان را در جنگ ها كمك كنند (وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ):[٧] و حاصل دو آيه اين است كه مشركان جز خدا، براى خود خدايانى قائل بودند كه به آنان عزت و تصرف ببخشند .
روز رستاخيز مشركان از عقيده واقعى خود درباره بتان پرده برمى دارند و در پيشگاه خدا چنين اعتراف مى كنند .
( تَاللهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلاَل مُبِين * إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ).[٨]
[١] يونس: ١٨.
[٢] ص: ٥.
[٣] يوسف: ٣٩.
[٤] نجم: ٢٦.
[٥] آل عمران: ١٣٥.
[٦] مريم: ٨١.
[٧] يس: ٧٤.
[٨] شعرا: ٩٧ـ٩٨.