مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٣
مرحوم بلاغى[١٤] نخستين كسى است كه توانسته است عبادت را به صورت جامع و مانع تعريف كند، مى فرمايد:
«العبادة ما يرونه مشعراً بالخضوع لمن يتخذه الخاضع إلهاً ليوفيه بذلك ما يراه من حق الامتياز بالالوهية .[١]
گواه روشن بر استوارى اين تعريف آياتى است كه حصر عبادت را در مورد خدا اين مى داند، كه جز او الهى و خدايى نيست چنانكه مى فرمايد:
(يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَه غَيْرُهُ):[٢] اى قوم من خدا را پرستيد كه جز او خدايى نيست و مضمون اين آيه در سوره هاى اعراف، ٦٥، ٧٣، ٨٥; هود٥٠، ٦١، ٨٤; انبيا٢٥; مؤمنون٢٣، ٣٢; طه١٤، وارد شده است .
از اين كه اين آيات از غير خداى جهان، نفى الوهيت مى كند، مى توان پى برد كه عنصر دوم عبادت اين است كه خضوع و خاكسارى از اعتقاد به الوهيت سرچشمه مى گيرد ناگفته پيداست كه «اله» در تمام اين آيات به معنى خداى اعم از خداى واقعى، يا خداى كوچك است كه مشركان معتقد بودند و براى توضيح اين مطلب كه «اله» در تمام آيات به معنى خدا است نه معبود به،[٣] از اين قلم[١٥]، مراجعه شود . بنابراين اگر بخواهيم تعريف مرحوم بلاغى را كوتاه تر كنيم مى توانيم بگوييم:«العبادة هى الخضوع النابع عن الاعتقاد بالوهية المخضوع له» .
تعريف دوم: مرحوم آية الله خويى[١٦] از تعريف استاد
[١] آلاءالرحمن، ٥٧.
[٢] اعراف: ٥٩.
[٣] مفاهيم القرآن، ج١، ص٤٨٧ـ ٤٩٦.