مناظره هاى معصومان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٧ - ١٠ هر كس مرا بر دو خليفه برترى بخشد حدّ افترا بر او جارى مىشود
كسى افترايى نبسته و از كسى دروغى نقل نكرده، بلكه عقيده خود را بيان نموده است، خواه در اين عقيده برحق باشد يا بر باطل.
آن گاه شيخ مفيد توجيه ديگرى براين حديث دارد، و آن اينكه برترى بخشيدن على بر آن دو نفر به اين معنى است كه آن دو نفر نيز از فضل و فضيلت بالايى برخوردارند ولى على(عليه السلام) از آنها در اين قسمت برتر و بالاتر است و اين خود افترايى است بر على، زيرا على خود چنين فضيلتى را براى دو خليفه پيشين قائل نبود، تا خود را يك درجه از آنها بالاتر بداند.
ولى بعداً خود جواب بهتر و استوارترى مى دهد و آن اينكه هرگاه اين حديث صحيح باشد يعنى «اگر كسى على را بر آن دو برترى بخشد بايد حد افترا بر او جارى كرد» در اين صورت ـ نعوذبالله ـ بايد بر رسول خدا چنين حدّى جارى شود، زيرا اوست كه در رويدادهاى گوناگون على را بر همه برترى بخشيده است. اينك به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
١. آن گاه كه دخترش فاطمه را به عقد على در آورد، به وى گفت: من تو را به همسرى بهترين انسانها در آورده ام.
٢. آن گاه كه بين مهاجر و انصار، عقد اخوّت بست، كار على(عليه السلام) را عقب انداخت. اميرمؤمنان با حالت گريان بسوى پيامبر آمد كه براى همه افراد، برادرى برگزيدى، جز من! فرمود: من كار تو را به عقب نينداختم جز اين كه تو را برادر خود سازم.
٣. در ميدان مباهله از ميان ياران خود، فقط على را به ميدان مباهله آورد.
٤. خانه برخى از مهاجران، درى به مسجد داشت. پيامبر همه درها را