الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٣٢٧ - نيايش چهل و هفتم دعاى آن حضرت در روز عرفه
اى خداوند، اين منم كه در برابر تو ايستادهام، خوار و ذليل و خاضع و خاشع و خائف و معترف به گناهان بزرگى كه بارش را بر دوش مىكشم و خطاهاى عظيمى كه مرتكب شدهام. در سايه عفو تو خزيدهام و به جوار رحمت تو پناه جستهام و به يقين مىدانم كه كسى مرا از تو زنهار نخواهد داد و كس مرا از كيفر تو در امان نخواهد داشت.(٢)
ر خدايا، اكنون كه به درگاهت روى نهادهام، تو نيز آن پرده كه بر گنهكاران مىكشى بر من نيز بكش و بر من ببخشاى آن بخشايش خود را كه به كسى ارزانى مىدارى كه خود را تسليم تو مىكند. بر من احسان كن، آن سان كه در حق كسى كه آرزوى آمرزش تو دارد، كه احسان تو هر چند سترگ بود در نظرت به چيزى نسنجد.
بار خدايا، براى من در اين روز نصيبى قرار ده كه از آن به خشنودى تو رسم و مرا از ثوابى كه پرستندگانت از آن بهرهور مىشوند تهيدست باز مگردان، كه هر چند نتوانستهام از اعمال نيك چيزى تقديم دارم، آن سان كه ديگران تقديم داشتهاند، ولى توحيد تو و نفى اضداد و امثال از تو را تقديم داشتهام و از درهايى به نزد تو آمدهام كه تو خود فرمودهاى كه از آن درها به سوى تو آيند و به درگاه تو به چيزى تقرب جستهام كه تا به آن تقرب نجويند، به تو تقرب نتوانند يافت. آنگاه از پى آن تقرب به درگاه تو توبه كردهام، در عين خوارى و فروتنى و حسن ظن به تو و اعتماد به رحمت تو، و اميد به تو را كه اميدواران از آن نوميد نمىشوند شفيع خود گردانيدهام.
اى خداوند، دست سؤال پيش تو دراز كردهام، همانند موجود حقير ذليل بينواى فقير ترسانى، زنهار خواه، همراه با ترس و تضرع و پناه آوردن به تو و التجا به ذيل جلال تو، نه از سر گردنكشى و چون متكبران به تكبر، نه از روى اعتلا آن سان كه عبادت كننده را دلير سازد و نه از روى اتكا به شفاعت شافعان.