الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ١٤ - مقدمه
به يقين آنزمان كه شاعر پرتوان عرب، براى شناساندن امام (ع) به آنان كه درباره او تجاهل مىكردهاند، به چنين مدح و ستايشى پرداخته، اين مجموعه نيايشها كه بعدها صحيفه سجاديه نام گرفته، يا هنوز از سوى امام (ع) به كسى املاء نشده يا فرزدق از آن بىخبر بوده است، و گرنه شاعرى چون او كه سخن سره از ناسره و سخته از ناسخته مىشناخت، وصف آن را بيت القصيده مديحه خويش مىساخت.
صحيفه سجاديه كه آن را زبور آل محمد و انجيل اهل البيت گفتهاند، از سخن بارى تعالى كه بگذريم، همانند نهج البلاغه از سخن هرآفريده فراتر است. اگر هرسخنى در خور جايگاهى است يا هرجايگاهى را سخنى درخور بايد، پس در پيشگاه ايزد متعال و خداوند ذو الجلال، براى عرض نياز و بيان پرستندگى و شكستهحالى به هنگام شبخيزى و اشكريزى، كدام راز و نجوا شايستهتر از آنراز و نجوا كه از اعماق دل و صميم جان شبخيزان اشكريز برآمده باشد؟
و صحيفه راز و نجواى كسى است كه او را زيور عابدان و سرور ساجدان و سرخيل شبزندهداران و پيشواى مشتاقان لقاى پروردگار خواندهاند.
تحقيق در اسانيد صحيفه سجاديه كارى است دشوار بل طاقتسوز كه از من با اين تنكمايگى كه مراست برنيايد. ولى بحمد الله اين كار شگرف را چندتن از فضلاى معاصر يا به پايان بردهاند ٤ و يا سرگرم تحقيق و تفحصند ٥ و راه سخن بر امثال من بربستهاند. ولى بهطور اجمال مىتوان گفت كه نخستين