ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٩ - ترجمه آيات
مرگى بجز همين مرگ اول نداريم و ما مبعوث شدنى نيستيم (٣٥).
اگر هستيم و شما راست مىگوييد پدران گذشته ما را زنده كنيد (٣٦).
آيا آنها بهتر بودند يا قوم تبع پادشاه يمن و كسانى كه قبل از آنان بودند. ما همه را هلاك كرديم چون مردمى مجرم بودند (٣٧).
آرى ما آسمانها و زمين و ما بين آن دو را به بازى نيافريديم (٣٨).
نيافريديمشان مگر به حق و ليكن بيشتر مردم نمىدانند (٣٩).
به يقين كه روز فصل ميعاد همه آنان است (٤٠).
روزى كه هيچ دوستى هيچ بارى از دوست خود نمىكشد و به هيچ وجه يارى نمىشوند (٤١).
مگر كسى كه خدايش رحم كند كه او عزيز و رحيم است (٤٢).
به يقين درخت زقوم (٤٣).
طعام گنه دوستان است (٤٤).
مانند سرب آب شده كه در شكم غليان كند (٤٥).
آنهم غليانى چون آب جوش (٤٦).
بگيريد او را و وسط دوزخ بكشيد (٤٧).
و سپس از عذاب جوشان بر سرش بريزيد (٤٨).
(و به وى بگوييد) بچش كه تو همان نازپرورده گردنكشى هستى (٤٩).
براستى اين همان است كه عمرى در باره آن در شك بوديد (٥٠).
براستى مردم با تقوى در مقامى امين هستند (٥١).
در بهشتها و چشمهسارها (٥٢).
جامههاى نازك و كلفت از ابريشم به تن كرده روبروى هم مىنشينند (٥٣).
آرى اين چنين- و علاوه بر اين از حور عين به ازدواجشان درمىآوريم (٥٤).
هر ميوهاى كه بخواهند با كمال امنيت طلب مىكنند (٥٥).
در بهشت، ديگر طعم مرگ را نمىچشند مرگشان همان مرگ اول بود و خدا از عذاب دوزخ حفظشان مىكند (٥٦).
اين فضلى است از ناحيه پروردگارت و رستگارى عظيم هم همين است (٥٧).
ما درك آن را به زبان تو ساده كرديم تا شايد متذكر شوند (٥٨).
پس منتظرش باش كه ايشان نيز منتظرند (٥٩).
***