ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤٨ - توضيح اينكه در تعليل نصرت مؤمنين و هلاكت كفار فرمود خدا مولاى مؤمنان است و كافران مولايى ندارند
مىگويند دمره اللَّه يعنى خدا او را هلاك كرد، و يا دمر اللَّه عليه يعنى خدا هر چه او داشت بر سرش خراب كرد، حتى خودش و خانواده و خانه و ملكش را. و بنا بر اين، عبارت دمر عليه به طورى كه ديگران هم گفتهاند[١] بليغتر از عبارت دمر است. و ضمير در امثالها به كلمه عاقبت و يا عقوبتى كه از مفاد كلام استفاده مىشود برمىگردد.
و مراد از كافرين كفار عهد رسول خدا هستند، و معناى آيه اين است كه: اى محمد آنها كه به تو كفر مىورزند امثال اين عقوبتها و يا عاقبتها را دارند. و اگر به امثال آنها تهديد كرده، با اينكه اگر عقوبتى نازل شود يكى است و مثل است نه امثال، براى اين بوده كه كفار در معرض عقوبتهاى بسيارى هستند،- دنيوى و اخروى- هر چند كه براى نابودى آنان به بيش از يكى نيازى نيست. ممكن هم هست مراد از كافرين مطلق كفار باشد و جمله مورد بحث از باب تاسيس قاعده باشد.
[توضيح اينكه در تعليل نصرت مؤمنين و هلاكت كفار فرمود: خدا مولاى مؤمنان است و كافران مولايى ندارند]
(ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ) كلمه ذلك اشاره به مطالب قبل يعنى نصرت مؤمنين و هلاكت و سوء عاقبت كفار است. و نبايد به اين سخن گوش داد كه بعضى[٢] گفتهاند اشاره است به ثبوت عاقبت و يا عقوبت امتهاى گذشته براى كفار اين زمان. و نه به اين قول كه گفتهاند[٣] تنها اشاره است به نصرت مؤمنين. براى اينكه آيه شريفه متعرض حال مؤمنين و كفار هر دو است.
و كلمه مولى ، گويا مصدر ميمى باشد و معناى وصفى از آن اراده شده باشد كه در نتيجه به معناى ولى مىشود، چون مولى بر مالك برده اطلاق مىشود، زيرا در امور برده ولايت دارد، و بر ناصر هم اطلاق مىشود، چون در امور منصور دخل و تصرف مىكند، و به آن امور قوت و جان مىدهد. و خداى سبحان هم از اين جهت مولى است كه مالك بندگان و امور آنان در صراط تكوين است و هم مدبر آن امور است و هر جور بخواهد تدبير مىكند، مىفرمايد:(ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ)[٤] و نيز مىفرمايد:(وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ)[٥] و هم از اين جهت كه مدبر امور بندگان در صراط سعادت است، ايشان را به سوى سعادتشان و به سوى بهشت هدايت مىنمايد و به اعمال صالح موفقشان مىكند و بر دشمنان ياريشان مىدهد. و مولويت به معناى دومى مختص به مؤمنين است، چون تنها ايشانند كه در
[١] تفسير روح المعانى، ج ٢٦، ص ٤٥.
[٢] ( ٢ و ٣) تفسير روح المعانى، ج ٢٦، ص ٤٥.
[٣] ( ٢ و ٣) تفسير روح المعانى، ج ٢٦، ص ٤٥.
[٤] شما غير از خدا ولى نداريد. سوره الم سجده، آيه ٤.
[٥] به سوى خدا، مولاى حقيقيشان برگردانده مىشوند. سوره يونس، آيه ٣٠.