ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤٤ - وصف حال هر أفاك أثيم كه به آيات خدا استكبار ورزيده استهزاء مىكنند و
اشاره به(كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ) است. البته در تفسير آيه وجوهى ديگر گفتهاند كه چون فائدهاى در نقل آنها نديديم از نقل و ايراد آن اقوال صرفنظر كرديم.
(مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ) به خاطر اينكه مشتغل به دنيا شدند، و از حق اعراض نموده توجهى به آثار سوء اعمال خود نكردند، جهنم را پشت سر آنان قرار داد، و فرمود: در پشت سر جهنمى دارند. با اينكه جهنم در پيش رو و آينده آنان قرار دارد، و دارند بطرف آن مىروند.
بعضى از مفسرين[١] گفتهاند: كلمه ورائهم به معناى قدامهم- پيش رويشان است، از آن جمله مرحوم طبرسى در مجمع البيان گفته: كلمه وراء هم به معناى پشت سر است، و هم پيش رو. هر چيزى از تو گم شود وراى تو قرار مىگيرد، چه اينكه پشت سرت باشد، و چه پيش رويت[٢]. و تعبير به(مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ) مىفهماند كه اين قضاء رانده شده حتمى است.
و مراد از آنچه كسب كردهاند در جمله(وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً) اموال و هر چيز ديگرى است كه در دنيا به دست آوردهاند. و كلمه شيئا از آنجا كه نكره آمده تحقير را افاده مىكند، و چنين معنا مىدهد كه در روز حساب آنچه از مال و جاه و ياوران كه در دنيا كسب كرده بودند، حتى به قدر پشيزى به دردشان نمىخورد.
و كلمه ما در جمله(وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ) مصدريه است، و مراد از اولياء همان ارباب اصنام است، كه مشركين آنها را براى خود ارباب پنداشته، و معتقد بودند كه در درگاه خدا ايشان را شفاعت مىكند. ممكن هم هست مراد از آنها همان بتها باشند.
و جمله(وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ) تاكيد همان وعيد و تهديدى است كه در جمله(وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ)، و هم در جمله(فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ)، و بار سوم در جمله(أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ)، و بار چهارم در جمله(مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ)، و بار پنجم در جمله(وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ) داده بود، كه در خلال اين پنج جمله فهمانده بود كه عذابشان هم اليم است، و هم مهين، و هم عظيم.
(هذا هُدىً وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌ) كلمه هذا اشاره به قرآن است، و اگر فرمود اين هدايت است و نفرمود اين
[١] روح المعانى، ج ٢٥، ص ١٤٤.
[٢] مجمع البيان، ج ٩، ص ٧٣.