ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٥٤ - مقصود از كتاب ، حكم و بينات من الأمر كه خداوند به بنى اسرائيل داد
كه: تو به درگاه خداى سبحان حوائج ضرورى دارى كه غير او هيچ كس نمىتواند آن را بر آورد، و وسيله برآورده شدن آنها همين است كه دين او را پيروى كنى، پس اين كفار كه انتظار دارند تو هواهايشان را پيروى كنى هيچ حاجتى از حاجات تو را برنمىآورند. و يا تو را به هيچ مرتبه از مراتب، اغناء و بىنياز از خدا نمىكنند.
(وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ)- آنچه كه از سياق به دست مىآيد اين است كه اين جمله تعليل ديگرى است براى نهى از پيروى از اهواء جاهلان. و نيز برمىآيد كه مراد از ظالمين پيشوايانى هستند كه رسول خدا ٦ مامور شده از أهواء مبتدعه آنها پيروى نكند. و مراد از متقين كسانى هستند كه دين خدا را پيروى مىكنند.
و معناى جمله اين است كه: خدا ولى و سرپرست كسانى است كه پيروى از دين او كنند، و براى اين سرپرست ايشان است كه متقى هستند، و خدا ولى مردم متقى است. و كسانى كه هواهاى جاهلان را پيروى مىكنند، خداى تعالى ولى آنها نيست، بلكه آنها خودشان ولى يكديگرند، چون ستمكارند، و ستمكاران ولى يكديگرند. پس تو اى رسول گرامى، دين مرا پيروى كن تا من ولى تو باشم، و از اهواء آنان پيروى مكن تا آنان ولى تو نشوند، چون ولايت آنان هيچ دردى از تو دوا نمىكند، و جاى ولايت خدا را نمىگيرد.
در اين جمله پيروان اهواء را كه غير از دين خدا را پيروى مىكنند، ظالمين خوانده، و اين با مطلبى كه از آيه(أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ كافِرُونَ)[١] استفاده مىشود، موافق است، چون در اين آيه نيز ستمگران را عبارت دانسته از كسانى كه جلو راه حق را مىگيرند، و آن را كج و معوج مىخواهند.
[١] سوره اعراف، آيه ٤٤- ٤٥.