ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٩ - بحث روايتى رواياتى پيرامون ماجراى صلح حديبيه و نزول آيات إنا فتحنا لك فتحا مبينا
مىكنند، و وقتى مىخواهند با يكديگر حرف بزنند آهسته صحبت مىكنند، و از در تعظيم زير چشمى به او مىنگرند، و برويش خيره شده و تند نگاه نمىكنند.
مىگويد عروه نزد قريش برگشت و گفت: اى مردم! به خدا سوگند من به محضر و دربار سلاطين بار يافتهام، دربار قيصر و كسرى و نجاشى رفتهام، به همان خدا سوگند كه هيچ پادشاهى تا كنون نديدهام كه مردمش او را مانند اصحاب محمد تعظيم كنند. وقتى دستورى مىدهد، بر سر امتثال دستورش از يكديگر سبقت مىگيرند، و چون وضو مىگيرد، براى ربودن آب وضويش يكديگر را مىكشند، و چون مىخواهند صحبت كنند صداى خود را پايين آورده آهسته تكلم مىكنند، و هرگز به رويش خيره نمىشوند، اينقدر او را تعظيم مىكنند. و او پيشنهاد درستى با شما دارد پيشنهادش را بپذيريد.
مردى از بنى كنانه گفت: بگذاريد من نزد او بروم، گفتند: برو. وقتى آن مرد به اصحاب محمد نزديك شد، رسول خدا ٦ به اصحابش فرمود اين كه مىآيد فلانى است، و از قبيلهاى است كه قربانى كعبه را احترام مىكنند شما قربانىهاى خود را بسويش ببريد، وقتى بردند و صدا به لبيك بلند كردند. او گفت: سبحان اللَّه! سزاوار نيست اين مردم را از خانه كعبه جلوگيرى كنند.
مردى ديگر در بين قريش برخاست و گفت: اجازه دهيد من نزد محمد روم. نام اين مرد مكرز بن حفص بود. گفتند: برو. همين كه مكرر نزديك رسول خدا ٦ رسيد حضرت فرمود: اين كه مىآيد مكرز است، مردى است تاجر و بى حيا. مكرز شروع كرد با رسول خدا ٦ صحبت كردن، و در بينى كه صحبت مىكرد، سهيل بن عمرو هم از طرف دشمن جلو آمد، و رسول خدا ٦ از نام او تفال زد، و فرمود: امر شما سهل شد، بيا بين ما و خودت عهدنامهاى بنويس.
آن گاه رسول خدا ٦ على ابن ابى طالب (ع) را صدا زد، و به او فرمود: بنويسبسم اللَّه الرحمن الرحيم. سهيل گفت: به خدا سوگند من نمىدانم رحمان چيست؟ و لذا بنويسيد باسمك اللهم مسلمانان گفتند: نه به خدا سوگند نمىنويسيم، مگر همانبسم اللَّه الرحمن الرحيم را. رسول خدا ٦ فرمود: يا على بنويس باسمك اللهم. اين نامه حكمى است كه محمد رسول خدا ٦ رانده. سهيل گفت اگر ما تو را رسول خدا مىدانستيم، كه از ورودت به خانه خدا جلوگير نمىشديم، و با تو جنگ نمىكرديم، بايد كلمه رسول اللَّه را پاك كنيد، و بنويسيد اين نامه حكمى است كه محمد بن عبد اللَّه رانده. حضرت فرمود: من رسول خدا هستم