ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٤ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه لا تقدموا بين يدي الله و رسوله و لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي
الصحابه-، و ابن منذر، طبرانى، ابن مردويه و بيهقى- در كتاب دلائل- از انس روايت كردهاند كه گفته: وقتى آيه( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِ) ...(وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ) نازل شد، ثابت بن قيس بن شماس كه مردى درشت صدا بود گفت: اين من بودم كه صدايم را بلند كردم، و حتما اعمال صالح من حبط شده، و من اهل جهنم شدهام، و از آن به بعد غمگين در خانه خود نشست.
رسول خدا ٦ روزى پرسيد: ثابت بن قيس كجا است كه او را نمىبينم؟ بعضى از حاضران شتابان به سراغ ثابت رفتند كه رسول خدا ٦ احوال تو را مىپرسيد مگر تو را چه شده؟ گفت: من صدايم را بلندتر از صداى رسول اللَّه ٦ كردهام، و آيه شريفه در باره من نازل شده، و اينك همه اعمال صالحم بيهوده گشته، و من اهل آتش شدهام. افراد مذكور به حضور رسول خدا ٦ رسيدند، و جريان را باز گفتند حضرت فرمود: نه، او اهل آتش نيست، بلكه اهل بهشت است، اين بود تا آنكه ثابت در حادثه جنگ يمامه به شهادت رسيد[١].
مؤلف: جمله اين بود تا آنكه ثابت در جنگ يمامه كشته شد كلام راوى است، مىخواسته بگويد شهادت او در جنگ يمامه تصديق همان وعدهاى است كه رسول خدا ٦ داد، و فرمود: او اهل بهشت است. البته اين روايت با مختصر اختلافى به طرق مختلف ديگرى نيز نقل شده.
و نيز در همان كتاب است كه بخارى- در كتاب الادب- و ابن ابى الدنيا و بيهقى از داوود بن قيس روايت آوردهاند كه گفت: من حجرهها (ى همسران رسول خدا) را ديدم كه از شاخههاى بى برگ درخت خرما ساخته شده بود، و از پشت، آن را با پلاس مويى پوشيده بودند، و به گمانم عرض و فاصله بين در خانه تا در حجره چادرى، حدود شش و يا هفت ذراع[٢] بود.
و آخرين نقطه خانه (كه به اصطلاح فارسى پستوى خانه گفته مىشود) ده ذراع بود، و من گمان مىكنم بلندى سقف اين حجرهها بين هفت تا هشت ذراع بود[٣].
مؤلف: نظير صدر اين روايت را از ابن سعد از عطاء خراسانى روايت كرده كه
[١] الدر المنثور، ج ٦، ص ٨٤.
[٢] فاصله بين آرنج و نوك انگشت وسطى را يك ذراع گويند، و بعضى از اهل لغت آن را بين پنجاه تا هفتاد سانت تخمين زدهاند.
[٣] الدر المنثور، ج ٦، ص ٨٧.