ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢٣ - اثبات معاد با بيان اينكه خلقت آسمانها و زمين به حق بوده
چون اگر به الفاظ آنها كه جمع است برمىگشت، بايد ضمير را هم جمع مىآورد، و مىفرمود: بينها .
[اثبات معاد با بيان اينكه خلقت آسمانها و زمين به حق بوده]
و حرف باء در كلمه بالحق باء ملابست است، و جمله را چنين معنا مىدهد:
ما آسمانها و زمين و بين آن دو را نيافريديم، مگر در حالى كه متلبس به حق بودند. بعضى از مفسرين[١] احتمال دادهاند كه باء براى سببيت باشد، و معنا چنين باشد: ما آنها را به هيچ وسيله و سببى از اسباب نيافريديم، مگر به سبب حق كه همان ايمان و اطاعت و بعث و جزاء است.
ولى دورى اين احتمال از ذهن براى خواننده عزيز پوشيده نيست.
و مضمون اين دو آيه شريفه يك حجت برهانى است بر ثبوت معاد، به اين بيان كه اگر فرض كنيم ما وراى اين عالم عالم ديگرى ثابت و دائم نباشد، بلكه خداى تعالى لا يزال موجوداتى خلق كند، و در آخر معدوم نموده، باز دست به خلقت موجوداتى ديگر بزند، باز همانها را معدوم كند اين را زنده كند، و سپس بميراند، و يكى ديگر را زنده كند، و همين طور الى الأبد اين عمل را تكرار نمايد، در كارش بازىگر و كارش عبث و بيهوده خواهد بود، و بازى عبث بر خدا محال است، پس عمل او هر چه باشد حق است، و غرض صحيحى به دنبال دارد. در مورد بحث هم ناگزيريم قبول كنيم كه در ما وراى اين عالم عالم ديگرى هست، عالمى باقى و دائمى كه تمامى موجودات بدانجا منتقل مىشوند، و آنچه كه در اين دنياى فانى و ناپايدار هست مقدمه است براى انتقال به آن عالم و آن عالم عبارت است از همان زندگى آخرت.
و ما در باره اين برهان در تفسير آيه ١٦ از سوره انبياء و آيه ٢٧ از سوره ص بحث مفصل كردهايم، بدانجا مراجعه شود.
و جمله(وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ) توبيخ كفار است به نادانى.
(إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ) اين آيه شريفه خصوصيات و صفات آن روز را كه برهان قبلى اثباتش مىكرد بيان مىكند، و مىفرمايد در روز قيامت تمامى مردم از اولين و آخرين براى رب العالمين بپا مىخيزند.
و اگر آن را(يَوْمَ الْفَصْلِ) خوانده، بدين جهت است كه خداى تعالى در آن روز بين
[١] روح المعانى، ج ٢٥، ص ١٣١.