ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٤ - رد و ابطال اين پندار مشركين كه خدا فرزند دارد و ملائكه دختران خدايند
در اين آيه دوباره مشركين غايب به حساب آمدهاند. و اين التفات براى آن است كه رو از ايشان گردانيده به ما بفرمايد اين مشركين چنين سيره ننگينى و چنين روش زشتى دارند، تا ما از روش آنها تعجب كنيم.(أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ) يعنى آيا خدا دختران را فرزند خود گرفته، و يا اين مشركينند كه از جنس بشر آنهايى را كه در ناز و نعمت و زر و زيور بار مىآيند فرزند خدا تصور كردهاند، با اينكه در بيان و تقرير دليل گفته خود و اثبات ادعايشان عاجزند و دليل روشنى ندارند.
اين دو صفت كه براى زنان آورده، براى اين است كه زن بالطبع داراى عاطفه و شفقت بيشترى و تعقل ضعيفترى از مرد است، و به عكس مرد بالطبع داراى عواطف كمترى و تعقل بيشترى است. و از روشنترين مظاهر قوت عاطفه زن علاقه شديدى است كه به زينت و زيور دارد، و از تقرير حجت و دليل كه اساسش قوه عاقله است ضعيف است.
(وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً ...) اين آيه گفتار مشركين را كه ملائكه دختران خدايند معنا مىكند. و اين عقيده طوائفى از عرب جاهليت بوده، و گر نه وثنىهاى ديگر چه بسا كه در باره بعضى از آلهه خود مىگفتند: اين آلهه مادر خدا، و اين آلهه دختر خدا است، ولى نمىگفتند كه به كلى همه ملائكه دختر و زناند. ولى در آيه مورد بحث از وثنيان عرب حكايت مىفرمايد كه چنين اعتقادى داشتهاند.
و اگر ملائكه را با جمله(الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ) توصيف كرده، براى اين است كه گفتار آنان را كه ملائكه جنس ماده هستند رد كند، چون كلمه عباد وصف نر است، و ماده را عباد نمىگويند، (بلكه مىگويند اماء). خواهى گفت: پس، از اين توصيف بر مىآيد كه ملائكه نر هستند. مىگوييم: نه لازمه عباد بودن آنان اين نيست كه به وصف نرى هم متصف گردند، چون نرى و مادگى كه در جانداران زمينى است از لوازم وجود مادى آنها است كه بايد مجهز به آن باشند، تا نسلشان قطع نشود و ملائكه از ماديت و تناسل به دورند.
(أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ)- اين جمله رد ادعاى مشركين بر مادگى ملائكه است، مىفرمايد: راه عالم شدن به نرى و مادگى حس است، و مشركين ملائكه را نديدهاند تا بدانند آيا نرند يا ماده، و در هنگام خلقت ملائكه حاضر نبودند، تا به اين قسمت آگاه گردند.
پس اينكه مىپرسد آيا ناظر بر خلقت ملائكه بودهاند استفهامى است انكارى.