ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٣ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه لا تقدموا بين يدي الله و رسوله و لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي
اگر وعدهاى به او داد خلف وعده نمىكند[١].
و اين معنا بر بعضى از مفسرين[٢] مخفى مانده و اطلاق اخوت در آيه را در باره مؤمنين، اطلاقى مجازى و از باب استعاره گرفته و گفتهاند: شركت دو نفر در داشتن ايمان، شبيه است به شركت آن دو در اصل تولد، براى اينكه هم تولد، اصلى است براى بقاء، چون منشا حيات است، و هم ايمان منشاى است براى بقاء ابدى در بهشت. بعضى[٣] هم گفتهاند: اين اخوت از باب تشبيه بليغ است، از اين حيث كه مؤمنين همه به يك ريشه منسوبند آن هم ايمان است، كه باعث بقاء ابدى است.
بحث روايتى [رواياتى در ذيل آيه:(لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ) و(لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ)]
در مجمع البيان در ذيل آيه(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) مىگويد: زراره از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود: هنوز هيچ شمشيرى در اسلام كشيده نشده، و هيچ صف نمازى وصف جنگى بر پا نشده بود، و هيچ اذانى به صداى بلند گفته نشده بود، و هيچ خطاب (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) نازل نشده بود كه افراد قبيله اوس و خزرج مسلمان شدند[٤].
مؤلف: و از ابن عباس هم روايت شده كه گفته است: هيچ خطابى به(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) در مكه نازل نشد، هم چنان كه هيچ خطابى به(يا أَيُّهَا النَّاسُ) در مدينه نازل نشد[٥]- تا آخر حديث- ولى بعضى[٦] در باره ذيل اين حديث ترديد كردهاند. در اين ميان روايات ديگرى در الدر المنثور[٧] و تفسير قمى[٨] در سبب نزول آيه(لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ) نقل شده، كه با مضمون آيه آن طور كه بايد مطابقت ندارد، و ما متعرض آنها نشديم، اگر كسى خواسته باشد مىتواند به اين دو تفسير مراجعه كند.
و در الدر المنثور است كه احمد، بخارى، مسلم، ابو يعلى و بغوى- در كتاب معجم
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ١٦٦، ح ٣.
[٢] روح المعانى، ج ٢٦، ص ١٥١.
[٣] روح المعانى، ج ٢٦، ص ١٥١.
[٤] مجمع البيان، ج ٩، ص ١٣٠.
[٥] ( ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٦، ص ١٣١.
[٦] ( ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٦، ص ١٣١.
[٧] الدر المنثور، ج ٦، ص ٨٣.
[٨] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣١٨.