ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧٧ - بحث روايتى چند روايت در ذيل آيه أ فرأيت من اتخذ إلهه هواه و و ما يهلكنا إلا الدهر
الحمد نيز اين انحصار افاده مىشود.
(وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)- او عزيز است، يعنى غالبى است كه هرگز مغلوب نمىشود، نه در خلقت دنيا و آخرت، و نه در تدبير آن دو. و نيز حكيم است، يعنى اساس خلقت و تدبيرش بر حكمت و اتقان است.
بحث روايتى [چند روايت در ذيل آيه:( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ) و (وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ )]
در تفسير قمى در ذيل جمله(أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ) از معصوم (ع) نقل كرده كه فرمود: اين آيه در باره قريش نازل شده كه هر چه را دلشان مىخواست مىپرستيدند[١].
و در الدر المنثور است كه نسايى، ابن جرير، ابن منذر و ابن مردويه از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: عرب بيابانى سنگى را كه به نظرش زيبا مىآمد مىپرستيد، و چون به سنگى بهتر از آن برمىخورد اولى را مىانداخت و دومى را مىپرستيد، و خداى تعالى آيه(أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ) را در اين باره نازل كرد[٢].
و در مجمع البيان در ذيل آيه(وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ) مىگويد: در حديثى از رسول خدا ٦ نقل شده كه فرمود: دهر را ناسزا نگوييد، كه دهر همان خدا است[٣].
مؤلف: طبرسى بعد از نقل اين حديث گفته: تاويلش اين است كه اهل جاهليت حوادث ناگوار و بلاهايى را كه نازل مىشد به دهر نسبت مىدادند، و مىگفتند دهر اين بلا را بر سر ما آورد، و چنين و چنان كرد. آن گاه آن را به باد ناسزا مىگرفتند، رسول خدا ٦ فرمود: سازنده همه اين حوادث خدا است، پس شما كه سازنده آنها را ناسزا مىگوييد، در حقيقت خدا را ناسزا گفتهايد- اين بود بيان مرحوم طبرسى-. روايت بعدى هم اين بيان را تاييد مىكند.
و در الدر المنثور است كه ابن جرير و بيهقى در- كتاب اسماء و صفات- از ابى هريره روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود خداى تعالى مىفرمايد:
اين بنى آدم نبايد به عنوان بدگويى به دهر بگويد يا خيبة الدهر- اف بر تو اى روزگار
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٩٤.
[٢] الدر المنثور، ج ٦، ص ٣٥.
[٣] مجمع البيان، ج ٩، ص ٧٨.