ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧٦ - معنا و تفسير آيه هذا كتابنا ينطق عليكم بالحق إنا كنا نستنسخ ما كنتم تعملون و توضيحى در باره كتابت اعمال
جزا يك جا جمع كند و پاداش دهد، و همه را از خوان رحمت خود برخوردار نموده، عدالت را بر قرار سازد، يعنى به هر كس آنچه را مستحق است بدهد، پس او تدبير نمىكند مگر بهترين تدبير را، و انجام نمىدهد مگر بهترين عمل را، و چون چنين است پس تمامى حمدها مخصوص او است.
در اين آيه سه بار كلمه رب آمده و فرموده:(رَبِّ السَّماواتِ)،(رَبِّ الْأَرْضِ) و آن گاه به جاى آن دو فرموده:(رَبِّ الْعالَمِينَ) تا تصريحى روشنتر كرده باشد به اينكه ربوبيت و تدبير او شامل تمامى عالمها است، و اگر از همان اول به كلمه(رَبِّ الْعالَمِينَ) اكتفاء كرده بود، ممكن بود كسى توهم كند كه خداى تعالى رب مجموع عالم است، و اما رب تك تك نواحى عالم ديگرانند، مثلا رب آسمانها كسى ديگر، و رب زمين هم كسى ديگر است، هم چنان كه چه بسا وثنيت نظير اين توهم را داشته باشد.
و نيز اگر چنانچه به همان(رَبِّ السَّماواتِ) و(رَبِّ الْأَرْضِ) اكتفاء مىكرد، باز صريح در اين نبود كه خداى تعالى رب غير آن دو نيز هست، و همچنين است اگر به يكى از اين دو جمله اكتفاء مىكرد.
(وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) كلمه كبرياء - به طورى كه راغب گفته- به معناى ترفع از انقياد است[١] يعنى اينكه كسى زير بار رام شدن نرود. و از ابن اثير نقل كردهاند كه گفته: به معناى عظمت و ملك است[٢]. و در مجمع البيان گفته: به معناى سلطان قاهر، و نيز عظمت قاهر و عظمت رفيعه است[٣].
و اين كلمه به هر حال از كلمه كبر بليغتر است، يعنى مبالغه در كبر را مىرساند و در عظمتهاى غير حسى استعمال مىشود، كه برگشت آن به كمال وجود و غير متناهى بودن كمال او است.
(وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)- يعنى خداى تعالى در همه جا كبريايى دارد، نه در آسمانها كسى بالاتر از او است و نه در زمين، در هيچ جاى عالم كسى نيست كه خداى را زير دست خود كند. و اگر در جمله(لَهُ الْكِبْرِياءُ) خبر كه كلمه له است بر مبتدا، يعنى الكبرياء مقدم آمده، براى اين است كه انحصار را برساند، هم چنان كه در جمله له
[١] مفردات راغب، ماده كبر .
[٢] روح المعانى، ج ٢٦، ص ٣.
[٣] مجمع البيان، ج ٩، ص ٨١.