ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٧ - بحث روايتى(رواياتى در باره عذاب دخان، و گرييدن زمين و آسمان)
آن جناب فرمود: آسمان بر يحيى پسر زكريا و بر حسين بن على (ع) چهل روز گريه كرد. عرضه داشتم گريه آسمان چه بود؟ فرمود آفتاب با سرخى طلوع مىكرد، و با سرخى هم غروب مىنمود[١].
و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از عبيد المكتب از ابراهيم روايت كرده كه گفت: از روزى كه دنيا خلق شده آسمان نگريسته، مگر به حال دو نفر. شخصى از عبيد پرسيد آيا جز اين است كه آسمان و زمين به حال مؤمن مىگريند؟ گفت: اين در همان محلى است كه مؤمن در آنجاست، و اعمالش از آنجا به آسمان بالا مىرود، و اما هيچ مىدانى كه معناى گريستن آسمان در اين آيه چيست؟ گفت: نه. گفت آسمان سرخ مىشود و گلگون مىگردد، و اين دو نوبت شده، يكى در آن وقتى كه يحيى بن زكريا كشته شد، و آسمان خون بباريد، و يكى هم در وقتى كه حسين بن على (ع) كشته شد كه در آن روز نيز آسمان سرخ شد[٢].
و در فقيه به سند خود از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرموده: وقتى مؤمن مىميرد نقاط مختلف زمين كه مؤمن در آن نقاط خدا را عبادت مىكرده بر او مىگريند. و نيز از درهاى آسمان آن درى كه اعمالش از آن به سوى بالا صعود مىكرده، و نيز محل سجدهاش بر او مىگريد[٣].
مؤلف: و در اين معنا و در معناى دو روايت سابق روايات ديگرى از طرق شيعه و طرق اهل سنت نقل شده.
و اگر در معناى گريه آسمان و زمين اساس را همين ظاهر روايات قرار دهيم ديگر احتياجى نيست به اينكه گريه آن دو را حمل كنيم بر كنايه تخييليه.
و در تفسير قمى در ذيل جمله(وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ) آمده كه اين سخن را وقتى گفتند كه ديدند هنگام نزول وحى به رسول خدا ٦ حالت غشوه و بيهوشى به او دست مىدهد، لذا گفتند او مجنون (جن زده) است[٤].
[١] مجمع البيان، ج ٩، ص ٦٢.
[٢] الدر المنثور، ج ٦، ص ٣١.
[٣] من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٨٤.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٩١.