انسان در قرآن
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
. ٨ خودآگاهی پیامبرانه
خودآگاهی پیامبرانه با همهء آنها متفاوت است . پیامبر هم خودآگاهی خدایی دارد و هم خلقی ، هم درد خدا دارد و هم درد خلق خدا ، اما نه در شکل ثنویت و دوگانگی و دوگونگی و دو قطبی و دو قبلهای ، نه به این صورت که نیمی از قلب پیامبر به سوی خداست و نیمی به سوی خلق ، یک چشمش به حق است و یک چشمش به خ لق ، مهر و محبتش ، هدفها و آرزوهایش میان خدا و خلق خدا تقسیم شده است . ابدا .قرآن کریم میفرماید : خداوند در سینهء بشر دو دل قرار نداده که به دو جا بسپارد « ( ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه ) »[١] . با یک دل دو دلبر نمیتوان داشت . پیامبران قهرمانان توحیدند . در کار آنها کوچکترین شرکی وجود ندارد : نه شرک در مبدأ و نه شرک در هدف و آرزو و نه شرک در دردمندی . پیامبران به ذره ذرهء جهان عشق میورزند ، از آن جهت که همه از او و مظاهر اسماء و صفات اویند .
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست عشق اولیای حق به جهان ، پرتوی از عشق به حق است نه عشقی در برابر عشق به حق . درد خلقی آنها منبعث از درد حقی آنهاست نه از یک ریشه و منبع دیگر . هدفها و آرزوها و غایات آنها پلههای بالا رفتن و بالا بردن مردم به سوی غایة الغایات یعنی خداست .
[١] احزاب / [٤]