انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
احساسها ، اندیشهها ، دردها و گرایشهای اوست ، و اینها همه در " طبقه " شکل میگیرد . این است که به عقیدهء این گروه ، انسان نوعی فاقد خود است ، یک موجود انتزاعی است نه عینی ، موجود عینی در طبقه تعین مییابد ، انسان وجود ندارد ، اشراف یا توده وجود دارد ، تنها در جامعهء بی طبقه است که اگر واقعیت یابد ، انسان واقعیت پیدا میکند ، پس در جامعهء طبقاتی ، خودآگاهی اجتماعی منحصر است به خودآگاهی طبقاتی . خودآگاهی طبقاتی ، طبق این بیان ، مساوی است با " سود آگاهی " ، زیرا بر این فلسفه مبتنی است که حاکم اصلی بر فرد و زیر بنای شخصیت فرد ، منافع مادی است ، همچنانکه در ساختمان اجتماع ، نهاد اساسی و زیر بنا نهاد اقتصادی است و آن چیزی که به افراد یک طبقه " وجدان مشترک " ، " ذوق مشترک " ، " قضاوت مشترک " میدهد ، زندگی مادی مشترک و سود مشترک است . زندگی طبقاتی بینش طبقاتی میدهد و بینش طبقاتی سبب میشود که انسان ، جهان و جامعه را از آن دریچهء خاص ببیند و با عینک خاص مشاهده کند و از دیدگاه طبقاتی تفسیر نماید . درونش خواه ناخواه درد طبقاتی و تلاش و جهت گیری اجتماعیاش طبقاتی خواهد بود . مارکسیسم به چنین خودآگاهیای معتقد است . این نوع خودآگاهی را میتوان خودآگاهی مارکسیستی نامید .
. ٥ خودآگاهی ملی
خودآگاهی ملی یعنی خودآگاهی به خود در رابطهاش با مردمی که با آنها پیوند قومی و نژادی دارد . انسان در اثر زندگی مشترک با گروهی از مردم با قانون مشترک ، آداب و رسوم مشترک ، تاریخ