انسان در قرآن
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦
" همانا بسیاری از جنیان و آدمیان را برای جهنم آفریدهایم ( پایان کارشان جهنم است ) ، زیرا دلها دارند و با آنها فهم نمیکنند ، چشمها دارند و با آنها نمیبینند ، گوشها دارند و با آنها نمیشنوند . اینها مانند چهار پایان بلکه راه گم کردهترند " .
موجود چند بعدی
از آنچه گفته شد معلوم شد که انسان با همهء وجوه مشترکی که با سایر جاندارها دارد ، فاصلهء عظیمی با آنها پیدا کرده است . انسان موجودی مادی - معنوی است . انسان با همهء وجوه مشترکی که با جاندارهای دیگر دارد ، یک سلسله تفاوتهای اصیل و عمیق با آنها دارد که هریک از آنها بعدی جدا گانه به او میبخشد و رشتهای جدا گانه در بافت هستی او به شمار میرود . این تفاوتها در سه ناحیه است : .١ ناحیهء ادراک و کشف خود و جهان . .٢ ناحیهء جاذبههایی که بر انسان احاطه دارد . .٣ ناحیهء جاذبه کیفیت قرار گرفتن تحت تأثیر جاذبهها و انتخاب آنها. اما در ناحیهء ادراک و کشف و جهان . حواس حیوان راهی و وسیلهای است برای آگاهی حیوان به جهان . انسان در این جهت با حیوانهای دیگر شریک است و احیانا برخی حیوانات از انسان در این ناحیه قوی ترند . آگاهی و شناختی که حواس به حیوان و یا انسان میدهد سطحی و ظاهری است ، به عمق ماهیت و ذات اشیاء و روابط منطقی آنها نفوذ ندارد . ولی در انسان نیروی دیگری برای درک و کشف خود و جهان وجود دارد که در جانداران دیگر وجود