انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤

تواناییهای گوناگون انسان

قوه و نیرو نیازی به تعریف ندارد ، عاملی که اثری از او ناشی می‌شود به‌ نام قوه یا نیرو نامیده می‌شود . هر موجودی از موجودات جهان ، منشأ یک‌ یا چند خاصیت و اثر هست ، لهذا در هر موجودی ، اعم از جماد و نبات و حیوان و انسان ، قوه و نیرو وجود دارد . قوه اگر با شعور و ادراک و خواست توأم باشد به نام " قدرت " و یا " توانایی " نامیده می‌شود . یکی دیگر از تفاوتهای حیوان و انسان با گیاه و جماد این است که حیوان‌ و انسان بر خلاف جماد و گیاه ، پاره‌ای از قوه‌های خویش را بر حسب میل و شوق و یا ترس و به دنبال " خواست " ، اعمال می‌کند . مثلا مغناطیس که‌ نیروی کشش آهن دارد به طور خود به خود و به حکم نوعی جبر طبیعی ، آهن را به سوی خود می‌کشد . مغناطیس نه از کار خویش آگاه است و نه میل و شوق‌ یا ترس و بیمش اقتضا کرده است که آهن را به سوی خود بکشد . همچنین‌ است آتش که می‌سوزاند و گیاه که از زمین می‌روید و درخت که شکوفه می‌کند و میوه می‌دهد . اما حیوان که راه می‌رود ، به راه رفتن خویش آگاه است و خواسته است‌ که راه برود و اگر نمی‌خواست راه برود چنین نبود که جبرا راه برود . این‌ است که گفته می‌شود : " حیوان جنبنده‌ء با خواست است " . به عبارت‌ دیگر ، پاره‌ای از قوه‌های حیوان تابع خواست حیوان است و در فرمان خواست‌ حیوان است ، یعنی اگر حیوان بخواهد ، آن قوه‌ها عمل می‌کنند و اگر نخواهد ، عمل نمی‌کنند .