انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨

ورنه بهتر را سجود دون تری
امر کردن هیچ نبود در خوری
کی پسندد لطف و عدل کردگار
که گلی سجده کند در پیش خار
جان چو افزون شد گذشت از انتها
شد مطیعش جان جمله چیزها
مرغ و ماهی و پری و آدمی
زانکه او بیش است و ایشان درکمی
جان چه باشد ؟ با خبر از خیر و شر
شاد از احسان و گریان از ضرر
چون سر [١] و ماهیت جان مخبر است هر که او " آگاه‌تر " ، " با جان‌تر " است
اقتضای جان چو ای دل آگهی است
هر که آگه تر بود جانش قوی است
روح را تأثیر آگاهی بود
هر که را این بیش اللهی بود
چون جهان جان سراسر آگهی است
هر که بیجان است ازدانش تهی است
پس انسان به هر نسبت که از خود و از جهان آگاه‌تر باشد ، جاندارتر است . جانداری ، به اصطلاح فلاسفه حقیقت مشککه است ، یعنی درجات و مراتب دارد ، تدریجا که درجه‌ء آگاهی انسان بالا می‌رود ، درجه‌ء حیات و جانداری‌اش بالا می‌رود .
بدیهی است که خود آگاهی مورد بحث ، خود آگاهی شناسنامه‌ای نیست که‌ نامم چیست ؟ نام پدر و مادرم چیست ؟ در کجا زاده‌ام و در کجا سکونت‌ دارم ؟ و یا خود آگاهی بیولوژیکی نیست که در شناخت حیوانی یک درجه‌ بالاتر از خرس و میمون خلاصه می‌شود . برای اینکه منظور روشن شود ، به‌ انواع خود آگاهیها در اینجا به طور خلاصه اشاره می‌کنیم . از خود آگاهیهای‌ مجازی و غیر واقعی نظیر خود آگاهی شناسنامه‌ای که بگذریم چند نوع خود آگاهی واقعی داریم :


[١] مخفف سر = راز .