انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨

ارکان شخصیتش در مرحله‌ء بعد از رحم باید رشد داده شود و پایه گذاری گردد . از این رو می‌گوییم هر کس خود بنا و معمار و مهندس شخصیت خود است ، قلم تصویر کننده و نقاش خلقت شخصیت انسان ( بر خلاف شخص او ) به دست‌ خودش داده شده است . هر موجودی غیر از انسان ، میان خودش و ماهیتش تصور جدایی غیر ممکن‌ است ، مثلا میان سنگ و سنگی ، میان درخت و درختی ، میان سگ و سگی ، میان گربه و گربه‌ای . انسان تنها موجودی است که میان خودش و ماهیتش‌ جدایی و فاصله است ، یعنی میان انسان و انسانیت . ای بسا انسانها که به‌ انسانیت نرسیده و در مرحله‌ء حیوانیت باقی مانده‌اند مانند برخی از انسانهای بدوی و وحشی ، و بسا انسانها که مسخ شده و به ضد انسان تبدیل‌ شده‌اند مانند اکثر متمدن نماها . چگونه ممکن است میان شی‌ء و ماهیت خودش جدایی بیفتد ؟ بدیهی است که‌ ماهیت لازمه‌ء وجود است و اگر وجودی بالفعل باشد ماهیتش به تبع بالفعل‌ است . وجود بالقوه است که ماهیت شایسته‌ء خود را فاقد است . آنچه اگزیستانسیالیسم به نام اصالت وجود می‌نامد و مدعی است که انسان‌ یک وجود بی ماهیت است و خود با انتخاب راه خود ، به خود ماهیت‌ می‌بخشد ، توجیه صحیح فلسفی‌اش همین است . فلاسفه‌ء اسلامی ، بالخصوص صدر المتألهین ، تکیه فراوان بر همین مطلب دارد و از همین رو می‌گوید : انسان‌ نوع نیست ، انواع است ، بلکه هر فرد احیانا هر روز نوعی است غیر روز دیگر . از اینجا روشن می‌شود که انسان زیست شناسی ، انسان