انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
وقتی انسان روح خود را از دست بدهد ، فتح دنیا به چه درد او میخورد ؟ "
[١]
گاندی میگوید :
" در دنیا فقط یک حقیقت وجود دارد و آن شناسایی ذات ( نفس = خود )
است . هر کس خود را شناخت ، خدا و دیگران را شناخته است ، هر کس خود
را نشناخت ، هیچ چیز را نشناخته است . در دنیا فقط یک نیرو و یک
آزادی و یک عدالت وجود دارد و آن نیروی حکومت بر خویشتن است . هر کس
بر خود مسلط شد ، بر دنیا مسلط شده است . در دنیا فقط یک نیکی وجود
دارد و آن دوست داشتن دیگران مانند دوست داشتن خویش است . به عبارت
دیگر ، دیگران را مانند خود انگاریم . باقی مسائل ، تصور و وهم و عدم
است " [٢] .
به هر حال ، خواه به خود آگاهی بهای بیشتر بدهیم و خواه به جهان آگاهی
، و خواه بهای مساوی به آنها بدهیم ، آنچه مسلم است این است که توسعهء
آگاهی به معنی توسعه و بسط حیات انسان است . روح یا جان مساوی با خبر و
آگاهی است و آگاهی و خبر مساوی با روح و جان است . آن که آگاهتر است
جانش فزونتر است .
جان نباشد جز " خبر " در آزمون هر که را افزون " خبر " جانش
فزون
| جان ما از جان حیوان بیشتر |
| از چه ؟ زان رو که فزون دارد خبر |
| پس فزون از جان ما جان ملک |
| کو منزه شد ز حس مشترک |
| وز ملک جان خداوندان دل |
| باشد افزون تو تجبر را بهل |
| زان سبب آدم بود مسجودشان |
| جان او افزونتر است از بودشان |
١ و[٢] مقدمه کتاب این است مذهب من .