انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠

وجود عینی شی‌ء به آگاهی در آمده با وجود عینی آگاهی دو چیز باشد .
اما آنجا که آگاهی عین آگاه و به آگاهی درآمده است و از نوع آگاهی‌ حضوری است ، شک و تردید فرض نمی‌شود ، یعنی امری محال است .
اشتباه اساسی " دکارت " در همین جاست که توجه نکرده بود که " من‌ هستیم " شک بردار نیست تا از راه " من فکر می‌کنم " بخواهیم آن شک‌ را رفع کنیم [١] .
خودآگاهی فطری ، هر چند واقعی است ، اما اکتسابی و تحصیلی نیست ، نحوه‌ء وجود " من " انسانی است ، از این رو آن خود آگاهی که به آن‌ دعوت شده ، این درجه از خود آگاهی که به طور قهری و تکوینی در اثر حرکت‌ جوهری طبیعت پدید می‌آید نیست .
آنجا که قرآن مجید پس از اشاره به مراحل خلقت جنین در رحم ، به عنوان‌ آخرین مرحله می‌فرماید : " « ثم أنشأناه خلقا آخر »" [٢] ( سپس ما او را چیز دیگر و خلقی دیگر کردیم ) اشاره به همین است که ماده‌ء ناخود آگاه تبدیل می‌شود به جوهر روحی‌ خودآگاه .


[١] دکارت فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم فلسفه‌ء خود را به این ترتیب‌ آغاز کرد که در همه چیز شک کرد حتی در بدیهیات . سپس گفت من در همه‌ چیز نمی‌توانم شک کنم جز اینکه می‌اندیشم و شک می‌کنم ، پس " فکر می‌کنم‌ " دلیل است بر اینکه " هستم " . و آنگاه از هستی خود ، هستی خدا و اشیاء دیگر را نتیجه گرفت . [٢] مؤمنون / . ١٤