انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠

است ، به سوی او عروج می‌کند و بالا می‌رود و از آن سر چشمه سیراب می‌شود .
پس از آن درد خلق پیدا می‌کند . درد خلقی یک پیامبر با درد خلقی یک به‌ اصطلاح روشنفکر متفاوت است از آن جهت که درد یک روشنفکر ، یک عاطفه‌ء ساده‌ء بشری است ، یک انفعال و تأثر است و ای بسا که از دید افرادی‌ مانند " نیچه " یک ضعف تلقی شود ، اما درد یک پیامبر درد دیگری است‌ که با هیچ یک از آنها شباهت ندارد ، همچنانکه نوع خودآگاهی خلقی آنها نیز متفاوت است . آتشی که در جهان یک پیامبر شعله می‌کشد آتشی دیگر است .
درست است که پیامبر بیش از هر کس دیگر بسط شخصیت پیدا می‌کند ، نه‌ تنها جانش با جانها یکی می‌شود و همه را در بر می‌گیرد ، که با جهان یکی‌ می‌شود و تمام جهان را در بر می‌گیرد ، و درست است که از غم انسانها رنج‌ می‌برد ( « لقد جائکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم [١] رسولی شما را آمده است که سختیهای شما بر او گران است ، برای نجات‌ شما حرص می‌ورزد ) تا جایی که از غم مردم تا سرحد هلاکت پیش می‌رود ( « فلعلک باخع نفسک علی آثارهم‌إن لم یؤمنوا بهذا الحدیث أسفا ») [٢] گویا تو می‌خواهی خود را از رنج و تأسف هلاک سازی اگر اینها به سخن خدا ایمان نیاورند ) و درست است که از گرسنگی ، برهنگی ، مظلومیت ، محرومیت ، بیماری و فقر مردم رنج می‌برد و درد می‌کشد تا آنجا که نمی‌تواند در بستر خود با شکم سیر بخوابد به نگرانی اینکه مبادا در اقصی بلاد کشور شکم گرسنه‌ای باشد ( « هیهات أن یغلبنی هوای ، »


[١] توبه / . ١٢٨ [٢] کهف / [٦]