انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩

پیامبر منزلی از منازل است که خلق را از آنجا عبور می‌دهد ، همچنانکه‌ آنچه عارف مدعی است ، در سر راه پیامبر قرار دارد .
" اقبال " در مقام فرق میان خودآگاهی پیامبرانه و خودآگاهی عارفانه‌ می‌گوید : " حضرت محمد ( ص ) به آسمان به معراج رفت و بازگشت . یکی از شیوخ‌ طریقت به نام عبد القدوس گنگهی را کلامی است بدین مضمون : سوگند به خدا که اگر من به آن نقطه رسیده بودم هرگز به زمین باز نمی‌گشتم " .
اقبال اضافه می‌کند : " شاید در سراسر ادبیات صوفیانه نتوان چند کلمه‌ء معدود را پیدا کرد که در یک جمله ، اختلاف روان شناختی میان دو نوع خودآگاهی پیغمبرانه و صوفیانه را به این خوبی آشکار سازد . مرد باطنی ( عارف ) نمی‌خواهد که‌ پس از آرامش و اطمینانی که با تجربه‌ء اتحادی ( وصول به حق و خودآگاهی‌ عارفانه ) پیدا می‌کند به زندگی اینجهانی باز گردد . در آن هنگام که بنابر ضرورت باز می‌گردد ، بازگشت او برای تمام بشریت سود چندانی ندارد . ولی‌ بازگشت پیغمبر جنبه‌ء خلاقیت و ثمر بخشی دارد ، باز می‌گردد و در جریان‌ زمان وارد می‌شود به این قصد که جریان تاریخ را تحت ضبط در آورد و از این‌ راه جهان تازه‌ای از کمال مطلوبها خلق کند " [١] .
ما فعلا به تعبیرها و تفسیرهای عرفانی کاری نداریم که آیا درست است یا نا درست ؟ آنچه مسلم است این است که هر پیامبر در ابتدا درد خدا دارد ، دردی که به جانش می‌افتد ، درد خداجویی


[١] احیای فکر دینی در اسلام ، مقاله‌ء " روح فرهنگ و تمدن اسلامی " ، ص ١٤٣ و . ١٤٤