انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥

بالفطره می‌خواهد بداند ، و درد عارف اعلام نیاز فطرت عشق است که‌ می‌خواهد پرواز کند و تا حقیقت را به تمام وجود لمس نکرده آرام نمی‌گیرد . عارف خودآگاهی کامل را منحصرا در " خداآگاهی " می‌داند . از نظر عارف آنچه فیلسوف آن را " من " واقعی انسان می‌شناسد ، " من " واقعی‌ نیست ، روح است ، جان است ، یک تعین است . من واقعی ، خداست . با شکستن این تعین ، انسان خود واقعی خویش را می‌یابد . محیی الدین عربی در فصوص الحکم ، فص شعیبی ، می‌گوید : حکما و متکلمین در باره‌ء خودشناسی‌ زیاد سخن گفته‌اند ، اما معرفة النفس از این راهها حاصل نمی‌شود ، هر کس‌ گمان برد آنچه حکما در باره‌ء خودشناسی دریافته‌اند حقیقت است ، آماس‌ کرده‌ای را فر به پنداشته است . یکی از پرسشهایی که از شیخ محمود شبستری در مسائل عرفانی شد که منظومه‌ء عرفانی کم نظیر گلشن راز در پاسخ آنها به وجود آمد ، پرسش از " خود " و " من " بود که چیست ؟ دگر کردی سؤال از من که " من " چیست ؟ مرا از من خبر کن تا که " من " کیست ؟

چو هست مطلق آمد در اسارت
به لفظ " من " کنند از وی عبارت
حقیقت کز تعین شد معین
تو او را در عبارت گفته‌ای " من "
من و تو عارض ذات وجودیم
مشبکهای مشکوش وجودیم
همه یک نوردان اشباح و ارواح
گه از آیینه پیدا گه ز مصباح
آنگاه سخنان فلاسفه را در مورد روح و " من " و خودشناسی اینچنین‌ انتقاد می‌کند :
تو گویی لفظ من در هر عبارت
به سوی روح می‌باشد اشارت