انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
مظهر اضطراب دنیای غرب از خالی شدن زیر پایش است . این نویسنده تحت عنوان دو چهرهء نیهیلیزم امروز غرب میگوید : " . . . آن بورژروازی پر شوری که " باستی " را فتح کرده و پرچم ناسیونالیسم را برافراشت ، امروز چیزی ندارد که بدان بیندیشد مگر بی اندیشگی ! نسل جوان اروپایی بر نقطهء پوچ ایستاده است . امروز غرب دارد صادراتش را تحویل میگیرد : آشوب اجتماعی ، نومیدی ، سرگردانی ، حس حقارت ، نیهیلیزم را . او همهء اینها را به ملتها و تمدنهای دیگر تحمیل کرده بود . . . نیهیلیست چنین میاندیشد که برای من نیست ، بگذار مال هیچ کس نباشد . . . و بدین جهت به جانب انهدام خود میل میکند . اما عکس العمل دیگر را در پیدایش نوعی فلسفهء " بشر دوستانهء رومانتیک " میبینیم که در سطوح مختلفی روشنفکران غرب را به خود مشغول داشته است . یک سر آن راسل است با دیدهء سادهء عملی و سر دیگر آن سارتر با دید فلسفی پیچیده و سخت و بی آرام و در این وسط روشنفکران سیاست و اقتصاد مثل " تیبورمند " که میکوشند راههای عملی برای مشکلات خود و دیگران بیابند . اما سارتر . . . با آن مشرب عارفانه و آزادیاش از هر چه رنگ تعلق پذیرد و آن تئوری پیچیدهء مسؤولیت و تعهدش ، نمودی دیگر از روح غربی است که با نوعی حس گناه میخواهد جبران ما فات کند . سارتر مانند رواقیها به برادری و برابری بشر معتقد است و به حکومت جهانی ، به آزادی و اختیار و به پرهیزکاری و پارسایی . سارتر امروز نمایندهء آن تمایل روشنفکرانه در غرب است که میخواهد با افکندن خود به دامن " بشریتی کلی " خود را از اضطراب خالی شدن زیر پایش برهاند . . . با جانشین