انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠

پس تنها انسانهای به انسانیت رسیده ، انسانهای ماهیت انسانی یافته ، انسانهای بارور شده از نظر فطریات انسانی هستند که واقعا اعضای یک‌ پیکرند ، روح واحد بر آنها حکمفرماست ، و چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار .
چنین انسانهایی که همه‌ء ارزشهای فطری در آنها روییده است همان‌ انسانهای " مؤمن " اند . زیرا ایمان در رأس فطریات و ارزشهای اصیل‌ انسانی واقع است .
پس آنچه واقعا انسانها را به صورت " ما " در می‌آورد ، روح واحد در آنها می‌دمد ، آنچه اینچنین معجزه‌ء اخلاقی و انسانی از او سر می‌زند ، " هم‌ ایمانی " است نه هم گوهری و همریشه‌ای و همزایشی که در سخن سعدی آمده‌ است .
آنچه سعدی گفته ایده‌آل است نه واقعیت ، بلکه ایده آل هم نیست . چه‌ جهتی دارد که موسی هم پیکر فرعون ، ابوذر همدرد معاویه ، ولومومبابی قرار چومبه باشد ؟ آنچه هم واقعیت است و هم ایده آل ، وحدت انسانهای بالفعل یعنی‌ انسانهای به انسانیت رسیده و ارزش یافته است . این است که رسول اکرم‌ در سخن خود ، که سعدی آن را اقتباس کرده و با تعمیم غلط خرابش کرده‌ است ، به جای آنکه بگوید : بنی‌آدم اعضای یک پیکرند ، فرمود : مؤمنان اعضای یک اندام‌اند ، هرگاه عضوی به درد آید ، با تب و بی‌ خوابی با او همدردی می‌کنند [١] .


[١] مثل المؤمنین فی توادهم و تراحمهم کمثل الجسدإذا اشتکی بعض‌

تداعی له سایر أعضائه بالحمی و السهر » .