انسان در قرآن
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
شخصیتی . شخص انسان یعنی مجموعهء جهازات بدنی او بالفعل به دنیا میآید
. انسان در آغاز تولد از نظر جهازات بدنی مانند حیوانات دیگر بالفعل
است ، ولی از نظر جهازات روحی ، از نظر آنچه بعدا شخصیت انسانی او را
میسازد ، موجودی بالقوه است ، ارزشهای انسانی او در زمینهء وجودش
بالقوه موجود است و آمادهء روییدن و رشد یافتن [١] .
انسان از نظر روحی و معنوی یک مرحله از مرحلهء بدنی عقبتر است ،
جهازات بدنی اش در رحم وسیلهء عوامل دست اندرکار آفرینش ساخته و
پرداخته میشود ، ولی جهازات روحی و معنوی و
[١] تحقیق در مسأله فطرت ، به مفهوم اسلامی آن ، در رسالهای جداگانه ان شاء الله منتشر خواهد شد . در اینجا همین قدر میخواهیم مطلب روشن شود که نظریهء فطرت ، در مفهوم اسلامی آن ، بر خلاف مفهوم دکارتی و کانتی و غیره به معنی این نیست که انسان از بدو تولد پارهای از ادراکات یا گرایشها و خواستها را بالفعل دارد و به تعبیر فلاسفه با عقل و ارادهء بالفعل متولد میشود ، همچنانکه دربارهء انسان نظریهء منکران فطرت از قبیل مارکسیستها و اگزیستانسیالیستها را نمیپذیریم که انسان در آغاز تولد پذیرا و منفعل محض است و هر نقشی به او داده شود بی تفاوت است نظیر یک صفحهء سفید که نسبتش با هر نقشی که روی آن ثبت شود متساوی است ، بلکه انسان در آغاز تولد بالقوه و به نحو امکان استعدادی خواهان و متحرک به سوی یک سلسله دریافتها و گرایشهاست و یک نیروی درونی او را به آن سو سوق میدهد با کمک شرایط بیرونی - و اگر به آنچه بالقوه دارد برسد ، به فعلیتی که شایستهء اوست و انسانیت نامیده میشود رسیده است و اگر فعلیتی غیر آن فعلیت در اثر قسر و جبر عوامل بیرونی بر او تحمیل شود ، یک موجود " مسخ شده " خواهد بود . این است که مسخ انسان که حتی مارکسیستها و اگزیستانسیالیستها از آن سخن میگویند تنها با این مکتب قابل توجیه است. از نظر این مکتب ، نسبت انسان در آغاز پیدایش با ارزشها و کمالات انسانی ، از قبیل نسبت نهال گلابی با درخت گلابی است که یک رابطهء درونی به کمک عوامل بیرونی ، اولی را به صورت دومی در میآورد نه از قبیل تخته چوب و صندلی که تنها عوامل بیرونی آن را به این صورت در میآورند .