انسان در قرآن

انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩

. ١ خود آگاهی فطری

انسان بالذات خودآگاه است ، یعنی جوهر ذات انسان ، آگاهی است . اینچنین نیست که اول " من " انسان تکون می‌یابد و در مرحله‌ء بعد ، انسان به این " من " آگاهی می‌یابد . پیدایش " من " انسان عین‌ پیدایش آگاهی به خود است . در آن مرحله " آگاه " ، " آگاهی " و " به آگاهی در آمده " یکی است . " من " ، واقعیتی است که عین آگاهی به‌ خودش است . انسان در مراحل بعد ، یعنی پس از آنکه به اشیاء دیگر کم و بیش آگاه‌ می‌گردد ، به خود نیز به همان صورت که به اشیاء دیگر آگاه می‌گردد ، آگاهی‌ می‌یابد ، یعنی صورتی از خود در " ذهن " خویش تصویر می‌کند و به اصطلاح‌ به علم حصولی به خود ، آگاه می‌گردد ، اما پیش از آنکه این گونه به خود آگاه گردد ، بلکه پیش از آگاهی به هر چیز دیگر ، به خود به گونه‌ای که‌ اشاره شد ، یعنی به نحو علم حضوری ، آگاه است . روانشناسان که معمولا در باره‌ء خودآگاهی بحث می‌کنند ، به مرحله‌ء دوم‌ نظر دارند ، یعنی آگاهی به خود به نحو علم حصولی و ذهنی ، ولی فلاسفه‌ بیشتر توجهشان به مرحله‌ء علم حضوری غیر ذهنی است . این نوع از آگاهی‌ همان است که یکی از ادله‌ء متقن تجرد نفس در فلسفه است . در این نوع از خود آگاهی ، شک و تردید که آیا هستم یا نیستم و اگر هستم آیا کدامم و امثال اینها راه ندارد ، زیرا شک و تردید آنجا راه‌ دارد که علم و آگاهی از نوع علم حصولی باشد ، یعنی