انسان در قرآن
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
شرایط صحت
آنچه تا کنون گفتیم مربوط بود به شرایط تکلیف ، یعنی شرایط مکلف بودن ، که تنها با بودن آن شرایط انسان موظف به انجام کاری میشود . پس شرط تکلیف عبارت است از شرطی که اگر نباشد انسان وظیفه و تکلیفی ندارد .ولی یک سلسله شرایط دیگر داریم که " شرایط صحت " نامیده میشود .
چنانکه میدانیم موضوعات شرعی ، اعم از عبادات و معاملات ، باید مقرون به یک سلسله شرایط و خصوصیات باشد تا صحیح و درست انجام یابد . پس شرط صحت عبارت است از شرطی که اگر آن شرط نباشد انسان تکلیف خود را درست انجام نداده است ، آنچه انجام داده کان لم یکن و باطل باید فرض شود . شرایط صحت نیز مانند شرایط تکلیف زیاد است ، ولی همچنانکه شرایط تکلیف به شرایط عمومی و شرایط خصوصی تقسیم میشود ، شرایط صحت نیز بر دو قسم است : شرایط خصوصی و شرایط عمومی . شرایط خصوصی هر عملی مخصوص خود آن عمل است و ضمن یاد گرفتن خود آن عمل شناخته میشوند ، شرایط عمومی چند چیز است که اکنون به آنها اشاره میکنیم .
میان شرایط عمومی تکلیف و شرایط عمومی صحت به اصطلاح منطقیین " عموم و خصوص من وجه " [١] بر قرار است ، یعنی
[١] مثلا بین سکه و پول ، عموم و خصوص من وجه است . بعضی سکهها پولاند و بعضی سکهها پول نیستند، بعضی پولها سکه نیستند و بعضی پولها سکه هستند.