انسان در قرآن
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
انسان در قرآن - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
انسان غریزهء حقیقت جویی و تحقیق وجود دارد ، نفس دانایی و آگاهی برای انسان مطلوب و لذت بخش است . علم گذشته از اینکه وسیلهای است برای بهتر زیستن و برای خوب از عهدهء مسؤولیت برآمدن ، فی حد نفسه نیز مطلوب بشر است . انسان اگر بداند رازی در ورای کهکشانها وجود دارد و دانستن و ندانستن آن تأثیری در زندگی او ندارد ، باز هم ترجیح میدهد که آن را بداند . انسان طبعا از جهل فرار میکند و به سوی علم میشتابد . بنابراین ، علم و آگاهی یکی از ابعاد معنوی وجود انسان است .
. ٢ خیر اخلاقی
پارهای از کارها را انسان انجام میدهد نه به منظور سودی از آنها و یا دفع زیانی به وسیلهء آنها ، بلکه صرفا تحت تأثیر یک سلسله عواطف که عواطف اخلاقی نامیده میشود ، از آن جهت انجام میدهد که معتقد است انسانیت چنین حکم میکند . فرض کنید انسانی در شرایطی سخت ، در بیابانی و حشتناک قرار گرفته است ، بی آذوقه و بی وسیله ، و هر لحظه خطر مرگ او را تهدید میکند . در این بین ، انسانی دیگر پیدا میشود و به او کمک میکند و او را از چنگال مرگ قطعی نجات میبخشد . بعد این دو انسان از یکدیگر جدا میشوند و یکدیگر را نمیبینند . سالها بعد آن فردی که روزی گرفتار شده بود ، نجات دهندهء قدیمی خود را میبیند که به حال نزاری افتاده است ، به یادش میافتد که روزی همین شخص او را نجات داده است . آیا وجدان این فرد در اینجا هیچ فرمانی نمیدهد ؟ آیا به او نمیگوید که یاداش نیکی ، نیکی است ؟ آیا نمیگوید سپاسگزاری احسان کننده واجب و لازم است ؟ پاسخ مثبت است .