كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢ - ادلّه حرمت عزل
كه زوجه رضايت داشته است (امّا للزيارة او للتجارة أو غيرهما) و در غير اين مورد، ادّعاى سيره مشكل است.
بنابراين اگر سفر طولانى باشد و ضرورتى در كار نباشد جلب رضايت زوجه لازم است.
الامر الثانى: هل هناك فرق بين الدائمة و المنقطعه؟
بعضى فرق نگذاشتهاند و تمسّك به اطلاق ادلّه كردهاند؛ ولى آيه اطلاق ندارد چون حكم ايلاء در منقطعه نيست. بنابراين آيه دلالت ندارد.
آيا روايت صفوان عموميّت دارد؟
بعضى گفتهاند كه منقطعه را نمىگيرد، چون منقطعه خيلى از احكام زوجيّت را ندارد (حق القسم، نفقه، ارث)، به نظر مىرسد كه از منقطعه اين حكم منصرف است و لكن احتياط اين است كه در منقطعه طولانى مدّت هم اين حكم جارى است.
نتيجه: الاحوط لو لا الاقوى العموم فى المسألة.
[مسأله ١٤: (حكم العزل)]
١٢١ مسئله ١٤ (حكم العزل) ..... ١٦/ ٣/ ٨٠
مسألة ١٤: لا اشكال فى جواز العزل، و هو اخراج الآلة عند الانزال و افراغ المنى الى الخارج فى غير الزوجة الدّائمة الحرّة، و كذا فيها مع اذنها، و امّا فيها بدون إذنها ففيه قولان، اشهرهما الجواز مع الكراهة و هو الأقوى، بل لا يبعد عدم الكراهة فى الّتى علم أنّها لا تلد، و فى المسنّة و السليطة و البذيّة و الّتى لا ترضع ولدها، كما انّ الاقوى عدم وجوب دية النطفة عليه و ان قلنا بالحرمة، و قيل بوجوبها عليه للزوجة، و هى عشرة دنانير، و هو ضعيف فى الغاية.
عنوان مسأله:
هل يجوز العزل (جلوگيرى از انعقاد نطفه) ام لا؟ در زمان گذشته تنها راه جلوگيرى از انعقاد نطفه، «عزل» بود.
محلّ كلام:
مسلّماً در بعضى از موارد مثل امه، عقد منقطع و حرّه دائمه با رضايتش، عزل جايز است، و محلّ كلام تنها در مورد حرّه دائمهاى است كه رضايت ندارد. آيا زوج در اين مورد مىتواند عزل كند؟
اقوال:
مسأله اختلافى است، مشهور قائل به «جواز مع الكراهة» است؛ امّا اقلّيّتى از قدماء مثل شيخ طوسى و شيخ مفيد و جماعت ديگرى قائل به «حرمت» شدهاند و حتّى گفتهاند كه ديه هم دارد.
ادلّه حرمت عزل:
دلايلى براى حرمت عزل اقامه شده است:
١- روايتى كه از طرق خاصّه و عامّه نقل شده است:
* دعائم الاسلام: عن جعفر بن محمّد عليه السلام انّه قال: الوأد
(زنده به زير خاك كردن)
الخفى أن يجامع الرجل المرأة، فاذا احسّ الماء نزعه منها فأنزله فيما سواها، فلا تفعلوا ذلك، فقد نهى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ان يعزل عن الحرّة الّا باذنها، و عن الامة الّا باذن سيّدها [١].
٢- روايتى است كه از طرق عامّه به همين مضمون نقل شده است.
* ... و سألوه عن العزل فقال رسول اللّه صلى الله عليه و آله: الوأد الخفى. [٢]
٣- رواياتى كه در موارد خاصّه دلالت بر جواز مىكند و مفهوم دارد، يعنى در غير اين موارد
لا يجوز العزل.
* ... عن يعقوب الجعفى قال: سمعت أبا الحسن
(موسى بن جعفر عليه السلام)
يقول: لا بأس بالعزل فى ستّة وجوه: المرأة الّتى تيقّنت انّها لا تلد، و المسنّة و المرأة السليطة و البذيّة
(بد زبان)
و المرأة الّتى لا ترضع ولدها و الامة [٣].
مفهوم روايت اين است كه «فى غيره بأسٌ»
جواب از دليل: بأس هميشه دلالت بر حرمت ندارد، زيرا در موارد كثيرهاى هم در كراهت به كار مىرود، پس اعم از حرمت و كراهت است.
٤- رواياتى كه دلالت بر ديه مىكنند:
رواياتى [٤] كه مىگويند انزال خارجِ رحم ديه دارد و مقدار آن ده دينار است كه يك صدم ديه كامله است، چون ديه براى جنايت است پس اين كار هم جنايت است و حرام.
جواب از دليل: روايات نشان مىدهد كه ديه در جائى است كه كسى ديگرى را اجبار كند كه ماء را در خارج از رحم بريزد، و در اينجا چون حقّ مرد ضايع شده است، بايد ديه بپردازند و اين ديه بخاطر جنايتى است كه بر مرد وارد شده و اين غير از بحث ما است، چون بحث ما در جائى است كه مرد به رضايت خودش اين كار را بكند.
نتيجه: اين چهار دليل هيچ كدام مورد قبول نيست، زيرا دليل اوّل و دوّم سند نداشت (اوّلى از دعائم الاسلام بود و دوّمى هم سنن
[١] مستدرك الوسائل، ج ١٤، ح ١، باب ٥٧ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٢] سنن بيهقى، ج ٧، ص ٢٣١.
[٣] ح ٤، باب ٧٦ از مقدّمات نكاح.
[٤] وسائل، ج ١٩، كتاب الديات، باب ١٩ از ابواب ديات الاعضاء.