كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - روايات
قلت: اوّلًا: بايد گفت تعبير به
«مالكة لامرها»
در سه روايت از هشت روايت بود، پس اگر اشكال را بپذيريم به همه روايات ضربه نمىخورد.
ثانياً: شك نكنيد كه مراد از
«مالكة لامرها»
همان احتمال سوّم است، چون در برخى از روايات به اين معنى تصريح شده است
«التى تشترى و تبيع ...» [١]
وقتى تصريح داريم چرا سراغ احتمال برويم. و در بعضى تعبيرى دارد كه مثل تصريح است
«المرأة الّتى قد ملكت نفسها غير السفيه و لا المولى عليها» [٢]
و ديگر اينكه اگر بخواهيم احتمال اول و دوم را قبول كنيم يعنى كسى كه كارش در همه امور به دست خودش است، مىتواند بدون اذن ولىّ ازدواج كند، اين توضيح واضح است، پس اين روايات زنده شد و مشكلى از نظر روايت نداريم.
دليل قول دوم: (باكره رشيده هيچ اختيارى از خودش ندارد
و اختيارش بدست ولى مىباشد، مادامىكه باكره است و اگر ثيّبه شد اختيارش بدست خودش مىافتد).
اصل در اينجا جارى نيست به اين معنى كه نمىتوان در اينجا ولايت پدر و جد از صغر تا به امروز را استصحاب كرد چون موضوع و عنوان كلًا عوض شده، به اين معنى كه صغير، كبير شده است.
روايات:
روايات زيادى داريم كه دلالت مىكند بر عدم استقلال باكره رشيده، كه اين روايات نقطه مقابل قول اوّل است.
* ... عن فضل بن عبد الملك، عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: لا تستأمر
(لا تستأذن)
الجارية التى بين ابويها اذا اراد ابوها أن يُزوّجها هو أنظر لها و امّا الثّيب فانها تستأذن، و ان كانت بين ابويها اذا ارادا ان يُزوّجاها [٣]
. اين حديث دلالت كاملى دارد.
* ... عن الحلبى، عن ابى عبد الله عليه السلام: قال: سألت عن البكر اذا بلغت مبلغ النساء
(موقع ازدواج او بشود)
أ لها مع أبيها امرٌ؟ فقال:
ليس لها مع أبيها امرٌ ما لم تُثيّب [٤]
.* ... عن عبيد بن زراره، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام فى حديث قال: لا تستأمر الجارية فى ذلك اذا كانت بين ابويها فاذا كانت ثيّباً فهى اولى بنفسها. [٥]
* ... عن عبد اللَّه بن الصلت، قال: سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن الجارية الصغيرة يزوّجها ابوها، لها امرٌ اذا بلغت؟ قال: لا ليس لها مع أبيها امرٌ، قال: و سألته عن البكر اذا بلغت مبلغ النساء، أ لها مع أبيها امرٌ؟ قال: ليس لها مع أبيها امرٌ ما لم تكبر [٦].
(تثيّب)
* ... عن ابراهيم بن ميمون، عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: اذا كانت الجارية بين ابويها فليس مع ابويها امرٌ و اذا كانت قد تزوّجت لم يزوجها الّا برضا منها [٧]
.* ... عن الحلبى، عن ابى عبد اللّه عليه السلام فى الجارية يزوجها ابوها بغير رضاءٍ منها، قال: ليس لها مع أبيها امرٌ اذا انكحها جاز نكاحه و ان كانت كارهة [٨]
.* على بن جعفر فى كتابه عن اخيه موسى بن جعفر عليه السلام: قال سألته عن الرجل هل يصلح له ان يزوّج ابنته بغير اذنها؟ قال: نعم، ليس يكون للولد
(دختر)
امرٌ الّا ان تكون امرأةٌ قد دُخل بها قبل ذلك، فتلك لا يجوز نكاحها الّا أن تستأمر. [٩]
١١ ادامه مسئله ٢ ..... ٣/ ٧/ ٧٩
* ... عن ابان، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: اذا زوّج الرّجل ابنه كان ذلك الى ابنه، و اذا زوّج ابنته جاز ذلك [١٠]
(اختيار دست ولى است).
روايت مىگويد اگر پسر باشد، پسر اختيار دارد ولى اگر دختر باشد، پدر اختيار دارد.
جمعبندى: اين روايات هشتگانه مىرساند كه ولى اختيار دارد.
يك سلسله رواياتى [١١] هم داريم كه گاهى به آن استدلال مىكنند، كه در تعارض اب و جد، جد را اولى مىداند و اين روايات و لو در مقام بحث ما نيست و بيان حكم تعارض مىكند؛ ولى در عين حال، تسلّمى از آن استفاده مىشود كه اگر اب، بنت را ازدواج دهد صحيح است و اگر جد، بنت را ازدواج دهد، صحيح است منتهى در صورت تعارض آن دو، حكم چيست؟ پس روشن است كه طبق روايات استقلال، پدر و جد مفروغ عنه است، و ليكن بعيد نيست كه اين روايات ناظر بر صغيره باشد كه در اين صورت از بحث ما خارج است. ولى بعضى از روايت تعبيرى دارند كه نشان مىدهد اين
[١] ح ٦، باب ٩ از ابواب عقد نكاح.
[٢] ح ١، باب ٣ از ابواب عقد نكاح.
[٣] ح ٦، باب ٣ از ابواب عقد نكاح.
[٤] ح ١١، باب ٣ از ابواب عقد نكاح.
[٥] ح ١٣، باب ٣ از ابواب عقد نكاح.
[٦] ح ٣، باب ٦ از ابواب عقد نكاح.
[٧] ح ٣، باب ٩ از ابواب عقد نكاح.
[٨] ح ٧، باب ٩ از ابواب عقد نكاح.
[٩] ح ٨، باب ٩ از ابواب عقد نكاح.
[١٠] ح ٣، باب ١٣ از ابواب عقد نكاح.
[١١] روايات باب ١١ از ابواب عقد نكاح.