فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦ - مكتبهاى عمده فلسفى
مىشود با اينكه يقين داريد آب سوم نمىتواند بيش از يك حالت داشته باشد، ايده آليستها از اين آزمايش چنين نتيجه مىگيرند كه اساساً سردى و گرمى وجود خارجى ندارد، و اين افكار ماست كه اينگونه تصورات را براى ما ايجاد مىكنند و همچنين به توسط تجربيات ديگرى شبيه اين تجزيه، مىخواهند اثبات كنند كه رنگ و بو و طعم نيز زاييده اذهان ماست، اين بود خلاصه استدلال اوّل آنها ...
دوم- مسلّم است كه موجود خارجى هرگز شخصاً به منطقه فكر ما قدم نمىگذارد، تا بدون هيچ واسطهاى به آن احاطه و علم پيدا كنيم زيرا موجود خارجى آن چيزى است كه در بيرون از محيط ذهن ما موجود است، و اگر به ذهن ما وارد شود ديگر موجود خارجى نخواهد بود، بلكه موجود ذهنى يعنى «تصور» خواهد شد، بنابراين وسيله ارتباط ما به عالم خارج همان تصورات و علوم و ادراكات ماست (دقت كنيد):
سادهتر عرض كنم: ما هر چه به طرف واقع و عالم خارج قدم بر داريم هيچ گاه به آن نخواهيم رسيد بلكه سر و كار ما دائماً با يك مشت صورتهاى ذهنى است با اين حال چگونه مىتوانيم اطمينان پيدا كنيم كه در خارج از محوطه فكر ما موجوداتى وجود دارند؟! نهايت اين است كه اين تصورات علت مىخواهد، چه مانعى دارد كه علت آن ذهن ما و يا يك عامل روحانى ديگر بوده باشد؟ تقريباً مثل اين است كه عكسهاى گوناگونى بدست ما بدهند ما از كجا مىتوانيم بفهميم اين عكسها را از روى مناظر خارجى گرفتهاند چه بسا عوامل ديگرى مانند دست نقاش ماهرى آن را بوجود آورده و صاحب عكس اصلًا وجود خارجى نداشته است!
ماترياليستها مخصوصاً كمونيستهايى كه به منظور پيشرفت مقاصد سياسى، خود را با فلسفه نيز مجهز ساختهاند، براى نجات از چنگال استدلالات ايدهآليستها دست و پاى زياد كردهاند، ولى بسيار شده كه در اثر كمى اطلاع كارشان به بن بست كشيده تا آنجا كه از بيانات علمى صرف نظر كرده و دست به دامن جوابهاى سطحى و عاميانه و سفسطه زدهاند!
مثلًا نويسنده كتابچه «اصول مقدماتى» و بعضى از همكاران دكتر «آرانى» در نشريه «ماترياليسم دياليكتيك» از مجله دنيا وقتى با استدلال اوّل روبهرو شدهاند به خيال خود با حربه علم به مبارزه برخاسته و اينگونه آن را پاسخ گفتهاند:
«علم به ما ثابت كرده كه كره زمين سالها قبل از وجود انسان وجود داشته و مركز تحولات بسيارى بوده است، در حالى كه در آن وقت نه انسانى بود و نه فكرى ... پس معلوم مىشود كه كره زمين در خارج از منطقه فكر ما وجود مستقل دارد»! ...
مثل اينكه اين آقايان خيال مىكنند با يك لفظ «علم» همه كارها درست مىشود، و آن آقاى ايدهآليست وحشت مىكند و تسليم مىشود، غافل از اينكه او به اين قانع نمىشود و فوراً در جواب خواهد گفت: مگر عقيده به وجود كره زمين قبل از انسان، جز يك تصور و انعكاس فكرى چيز ديگرى است؟ اين تصور نيز به نوبه خود مولود فكر و ذهن ماست، به طور كلى علم هرگز وجود خارجى چيزى را نمىتواند اثبات كند