فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨ - در تنگناى زندان
نيمه شبى محمود چشمهاى خود را باز كرد، ناگهان دو جوان ناشناس مسلح در كنار بستر خود ديد در حالى كه يكى به ديگرى اشاره مىكند و مىگويد: آها خودش است، آن يكى كه لباس افسرى در تن داشت چراغ قوه پرنور خود را به صورت محمود انداخت. آره، آره محمود است ...
محمود چشمهاى خود را به هم فشار مىداد، با خود مىگفت چه خبر است؟! خدايا خوابم يا بيدار؟ چه خواب وحشتناكى؟ ... هنوز در ترديد بود كه با پارابلُم به او اشاره كردند پاشو!، محمود جز تسليم چارهاى نديد بلادرنگ او را دستبند زده و بطرف ماشين جيپى كه بر در منزل انتظار آنها را مىكشيد حركت كردند.
صورت نادر و عموى محمود مانند گچ سفيد شده بود و از وحشت مىلرزيدند و نمىدانستند چه بگويند همين قدر ديدند كه محمود را با جيپ به طرف مقصد نامعلومى حركت دادند، و چون مرتب آنها را به وسيله پارابلُم تهديد به مرگ مىكردند، جز سكوت چارهاى نداشتند.
جيپ به سرعت سرسامآورى دماوند را پشت سر گذاشته راه تهران را پيش گرفت. خيابانهاى تهران را يكى پس از ديگرى طى كرده و مقابل زندان قصر ترمز كرد. هنوز مقدارى از شب باقيمانده بود كه محمود به زندان تحويل داده شد ... چه زندان وحشتزايى؟ چراغهاى سرخ كم نورى دالانهاى مخوف و طولانى آن را كمى روشن ساخته و نالههاى جانسوز و دلخراشى به گوش مىرسد: آه .... بس است ... مُردم ... اقرار مىكنم، مهلت دهيد الان، الان ...
نزديك بود محمود ديوانه شود هر چه سؤال مىكند به چه جرمى مرا اينجا آوردهايد، هيچ كس جواب او را نمىدهد فقط يك نفر از پاسبانها گفت شما مجرم سياسى هستيد! فهميديد؟! محمود متوجه شد كه دستهاى مرموزى كه مىتواند گاهگاه چرخهاى شهربانى و كارآگاهى را نيز به نفع تودهاىها به گردش درآورد در اين قضيه در كار است!
اطاقى كه به زندان سياسى اختصاص داشت نسبتاً بزرگ و روشن بود ولى چندين برابر ظرفيت خود زندانى داشت، محوطه عجيب و كمنظيرى بود: در زير يك سقف، دست چپى، دست راستى ملى، بيگانهپرست، مجرم، بىگناه، عقايد مختلف، مرامهاى گوناگون در كنار يكديگر بسر مىبردند همين كه مأمورين زندان پس و پيش مىشدند بحث و گفتگو و جار و جنجال در ميانشان درگير مىشد و وضع زندان به صورت يك ميدان مبارزه سياسى بيرون آمده بود.
محمود در آغاز بسيار پريشان و افسرده به نظر مىرسيد ولى كم كم فهميد فرصت خوبى بدست آورده است. آرى زندان يكى از مكتبهاى تربيتى مردان مبارز جهان است! از موقعيت استفاده كرده، و كم كم در ميان بحثهاى آنها وارد شد و دست به مبارزات شديدى عليه كمونيسم و ماركسيسم زد، تيپ مخالفين كمونيسم وقتى منطق قوى و بحثهاى پرشور و دامنهدار او را ديدند اطراف او را گرفته و از ورود او به زندان اظهار خوشوقتى كردند و با كمك ميهمانان تازه وارد، به شدت مبارزات خود افزودند حتى چند مرتبه كار بزد و خورد كشيد و اگر مداخله مأمورين زندان نبود شايد قضيه به جاهاى باريكى مىكشيد، و با اينكه عدهاى از آنها را به محل ديگرى انتقال دادند باز محمود و دوستان او دست نكشيده و به فعاليت