فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣ - آنجا كه حقايق عقلى، حسى مىشود!
شرقى حكمفرما بود در مصر وجود نداشت، در هر حال، اين حادثه راه را براى اثبات بسيارى از حقايق، صاف و هموار كرد.
اگر روز اوّل كه اين كتاب منتشر شد با هزار و يك دليل مىخواستيم ثابت كنيم كه گردانندگان احزاب كمونيست جهان هدفشان حمايت از طبقات و ملتهاى ضعيف نيست و كلماتى از قبيل «صلح» و «طرفدارى از رنجبران» و مانند اينها وسيله نيل به مقاصد ديگرى است، ممكن بود بعضى از افراد ظاهربين باور نكنند ولى اين پيشآمدها مطلب را كاملًا روشن كرد، و آنچه را آن روز لازم بود در صفحات كتاب بخوانند با گذشت مختصرى از زمان، با چشم و گوش خود ديدند وشنيدند!
آن روز هنوز «استالين» پيشوا و رهبر بزرگ كمونيستها تا سر حدّ پرستش مورد احترام آنها بود، افكار و نظرات او كه رنگى از «ابديت و قداست»! داشت، عالىترين و صحيحترين افكار و نظرات شمرده مىشد، اما پس از مدت كوتاهى، همكاران او چنان او را لجن مال كردند كه دهان مردم دنيا از تعجب باز ماند، اين پيشآمد تكان ديگرى به افكار تخدير شده فريب خوردگان داد و آنها را به اسرار پشت پرده (تاحدودى) آشنا كرد.
اين تذبذب فكرى و عملى كمونيستها كه با تمايل مجدد به سياست خشونتآميز سابق، بار ديگر تأييد شد، فريب خوردهها را به اين فكر انداخت كه: از كجا اصول مقدس «لنينيسم» و «ماركسيسم»! فردا به همين سرنوشت اسفناك گرفتار نشود، و عين اين صحنههاى سياسى در مورد آنها تكرار نگردد؟! [١]
آيا كمونيسم از كشور ما ريشه كن شده؟
مطلب ديگر كه حتماً بايد به آن توجه داشت اين است كه: بعضى گمان مىكردند پس از درهم ريختن تشكيلات حزبى كمونيستها در مملكت ما، ديگر آن قسمت از اين كتاب و كتابهاى مشابه آن كه مربوط به آنهاست چندان ضرورت ندارد، اين گونه افراد گويا فراموش كردهاند كه زور و فشار، فقط مىتواند تشكيلات و سازمانهاى حزبى را برهم زند، اما انحرافات فكرى را جز با منطق و دليل هرگز نمىتوان اصلاح كرد و ريشه بدبختىها همين جاست!
اگر تعجب نكنيد، به عقيده نگارنده، لزوم اين گونه بحثها امروز بيش از سابق است، چرا؟!
زيرا در آن موقع كه كمونيستها آزادى عمل داشتند، موقع جوش احساسات تند و بىحساب آنها بود نه منطق و عقل! و طبعاً زمزمه ملايم حرفهاى منطقى ما، در ميان غوغاى عجيب و شعارهاى «آتشين و سوزان»! آنها گم مىشد، ولى امروز به آسانى مىتوانيم با دل و جان آنها سخن بگوييم و با منطق و عقل با آنها صحبت كنيم و البته اين فرصت براى ما و آنها هر دو، غنيمت است!
[١]. اين پيشبينى اكنون به وقوع پيوسته و تجديد نظرهايى در آن «اصول ابدى!» پيدا شده، جنگ عقايد كه اكنون ميان بلوك شوروى و چين درگير شده است از آثار آن است، چينىها هنوز حاضر به تجديد نظر در اصول لنينيسم نيستند در حالى كه شوروىها آن را لازم مىدانند!