فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - ١- غريزه علم دوستى- حس كنجكاوى
پدر و مادر طفل حوصلهشان تنگ مىشود و با پرخاش و عصبانيت جلو حس كنجكاوى او را سد مىكنند.
كم كم طفل به حد رشد مىرسد در حالى كه اطلاعات ساده اوّليه خود را درباره محيط خارج تكميل كرده است، ضمن عبور از خيابان ناگهان يك اجتماع غير عادى نظر او را جلب مىكند، دوان دوان به مركز اجتماع نزديك مىشود و با شتابزدگى از اين و آن شروع به پرسش مىكند، آقا چه خبر است؟، چطور شده؟
چرا مردم اين طور اجتماع كردهاند؟ ... بالاخره معلوم مىشود يك تاكسى بچهاى را زير گرفته.
آقا اين بچه كيست؟ چرا زير اتومبيل رفته؟ يعنى مىميرد؟ شخصى كه طرف سؤال او قرار گرفته پس از يك دو جواب مختصر عصبانى مىشود، پسر، چرا اين قدر پر حرفى مىكنى، بگذار حواسم را بفهمم!!
چند سال ديگر مىگذرد، باز قواى بدنى و دماغى او رشد و نمو مىكند يك روز از يكى از رفقاى خود مىشنود كه در فلان نقطه دور دست (همان نقطهاى كه معمولًا كوچكترين تماس «مادى» با او ندارد) حادثه تازه و مهمى اتفاق افتاده است فوراً درصدد كسب اطلاعات بر مىآيد، روزنامههايى كه اخبار اين حادثه را شرح دادهاند به دست مىآورد، پاى راديو مىنشيند امواج مراكز خبرگزارىهاى دنيا را يكى پس از ديگرى مىگيرد، خلاصه تا حقيقت مطلب را (به عقيده خودش) بدست نياورد فكرش راحت نخواهد شد.
در اين هنگام مراحل اوّليه تحصيلات كلاسيك خود را طى كرده و مىخواهد وارد رشتههاى تخصصى شود، پدرش براى كسب نظر او از وى مىپرسد: عزيزم! در چه رشتهاى مىخواهى وارد شوى؟
- من دوست مىدارم متخصص در «هيئت و ستارهشناسى» گردم من از مطالعه در پيرامون عوالم آسمانى خيلى لذت مىبرم!
بالاخره با يك عشق سرشار وارد اين رشته مىشود و هر شب در پشت تلسكوبهاى قوى و نيرومند حالات و مشخصات ستارگان را ستارگانى كه هزاران سال «نورى»! از ما فاصله دارند؛ مطالعه مىكند بعد، وزن، حجم، مدارات، فاصلهها و و و آنها را با فرمولهاى دقيق رياضى تعيين مىكند.
او مىخواهد بداند كه «كهكشانها» يعنى همان نوار خاكسترى رنگى كه شبها در آسمان نمايان است، چيست؟ آيا آنها هر كدام براى خود عالمى است متكون، و يا در حال تكوين است؟ عالم اينها با عالم ما فرق دارد و يا مشابه است؟ پيوسته در پاسخ اينگونه سؤالات فكر مىكند، ولى در عين حال لذت مىبرد و از كار خود شاد و خوشوقت است.
او مىداند كه آن عوالم عجيب و غريب هر چه باشد در زندگى او و ساير همنوعانش تأثيرى ندارد و شايد آن «ستاره خيلى دور» كه فعلًا در پيرامون آن مطالعه مىكند، هزاران سال قبل از بين رفته باشد! و اين همان اشعه و نور سابق آن است كه در فضا منتشر شده و اكنون به ما مىرسد و از وجود چنين ستارهاى حكايت مىكند. با اين همه باز دوست مىدارد بداند در آن نقاط دوردست چه خبر است و چه اسرار شگفتآورى در پشت پرده ضخيم اين جهان پهناور نهفته است؟ اين شربت به اندازهاى در كام او شيرين و گواراست كه مضايقه ندارد سراسر عمر عزيزش را در اين راه مصرف كند.
قابل توجّه اينجاست كه ساير افراد جامعه بشرى نيز منتظر كشفيات جديد اينگونه افراد هستند و دوست