فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠ - اصل دوم دياليكتيك- جمع ضدين
(سرمايهدارى) از ديرزمانى به سبب تنبلى تلف شده باشد زيرا در اين اجتماع، آنها كه كار مىكنند ثروتمند نمىشوند و آنها كه ثروتمند مىشوند زحمت نمىكشند!».
ما در مقابل اين منطق قوى عرضى نداريم، جز اينكه بگوييم آقايان خيال مىكنند تنها ثروت و سرمايهاى كه انسان بخاطر آن فعاليت مىكند، و حدّاكثر قواى بدنى و دماغى خود را بكار مىاندازد ثروتهاى يك ميليونى و ده ميليونى است و همچنين «كار و كوشش» در قاموس آنها به معناى كارهاى پست «و خرحمالى» كردن است اما كارهايى كه مهندسين، مخترعين، صنعت گران، افسران رشيد، و بالاخره كليه ادارهكنندگان مؤسسات فنى و اقتصادى و بهداشتى و نظاير آنها انجام مىدهند كار محسوب نمىشود، لذا مىگويند در جامعهاى كه مالكيت شخصى محترم است آنهايى كه كار! مىكنند ثروتمند نمىشوند و آنهايى كه ثروتمندند كار نمىكنند در عين حال ما از جوامع سرمايه دارى امروز كه توأم با انواع انحرافات و بىعدالتىهاست دفاع نمىكنيم.