فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧ - سوفسطايىها چه مىگويند؟
دياليكتيكى در برابر آن بسيار ساده به نظر مىرسد، زيرا مطابق اين نظريّه موجودات جهان مادى در ذات خود داراى حركتند و وجود آنها يك نوع «وجود سيّال و روان است» كه حركت و تحوّل در اعماق ذات آنها نفوذ كرده است.
اگر بخواهيم تشبيه ناقصى براى اين مطلب كنيم بايد بگوييم: حال موجودات مادى حال عكسهايى است كه در ميان يك نهر آب روان مىافتد، همان طور كه ذرات آب كه دربردارنده عكس است، دائماً متحوّل و درحركتند ولى آن عكس همچنان در جاى خود باقى و برقرار ديده مىشود، چون هر ذرهاى كه از نقطه محل انعكاس دور مىشود ذرّه ديگرى به جاى آن مىنشيند كه همان انعكاس را به خارج تحويل مىدهد و در نتيجه آن انعكاس به صورت «يك وجود واحد متّصل» برقرار مىماند، همچنين موجودات مادى در جوهر ذات خود متحوّلند و اين تحوّل ابداً منافاتى با بقاى شخصيّت و وحدت آنان ندارد.
|
هر نفس نو مىشود دنيا و ما |
بىخبر از نو شدن اندر بقا! |
|
|
شد مبدّل آب اين جو چند بار |
عكس ماه و عكس اختر برقرار! |