ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - گروه سوم رواياتى است كه از دادن اضافه نهى مىكند، حتى بدون شرط قبلى
سپس آن را با وزن برمىگرداند و مىداند سنگينتر از آن است كه وام گرفته و راضى است كه اين اضافه براى وامدهنده باشد؟ فرمود: اگر شرط نكرده باشند مانعى ندارد». [١]
(١) ١٠- ابو الربيع مىگويد از امام صادق عليه السّلام سؤال شد: «عن رجل اقرض رجلا دراهم فيردّ عليه اجود منها بطيبة نفسه و قد علم المستقرض و القارض انّه انّما اقرضه ليعطيه اجود منها قال: لا باس اذا طابت نفس المستقرض: «مردى به ديگرى تعدادى درهم وام داده و او بهتر از آن را با ميل خود به وى بازمىگرداند و هر دو مىدانند كه به خاطر همين وام داده كه بهتر از آن را بازگرداند؟ فرمود: اگر وامگيرنده با ميل خود (بدون شرط) اين كار را مىكند مانعى ندارد». [٢]
(٣)
گروه سوم: رواياتى است كه از دادن اضافه نهى مىكند، حتى بدون شرط قبلى
؛ مانند روايات زير:
(٤) ١- هذيل بن حيّان مىگويد: به امام باقر عليه السّلام عرض كردم: انّى دفعت الى اخى جعفر مالا فهو يعطينى ما انفق و احجّ منه و اتصدّق و قد سالت من قبلنا فذكر و انّ ذلك فاسد لا يحلّ و انا احبّ ان انتهى الى قولك فقال لى: أ كان يصلك قبل ان تدفع اليه مالك؟ قلت نعم قال: خذ منه ما يعطيك فكل منه و اشرب
[١]- الوسائل، جلد ١٢، ابواب الصرف، باب ١٢، حديث ٢.
[٢]- الوسائل، جلد ١٢، ابواب الصرف، باب ١٢، حديث ٤ و مانند اين روايت است حديث ٣ و ٥ همين باب.